تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
چهارشنبه 5 بهمن1390 :: 1:20 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ کشاورز عصباني بادمجان را زير چشم مي کارد.

۲ـ اگر دلتان« قرص» است، از« دردسر» نترسيد.

۳ـ بعضي ها به آسمان نگاه مي کنند و بعضي ها به دست اين و آن.

۴ـ آن هايي که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.

۵ـ عده اي قانون را پياده مي کنند که خود سوار شوند.

۶ـ بعضي ها تا يک قدمي کار مي روند اما «سرکار» نمي روند.

روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۳۸ مورخ ۵ بهمن ماه ۹۰



پنجشنبه 29 دی1390 :: 21:12 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ کاريکلماتور اشک را تهديد و لبخند را تمديد مي کند.

۲ـ براي حفاظت از افکارم، دور سرم باند پيچيدم.

۳ـ شايد طول عمر بيشتر از عرض آن اهميت دارد.

۴ـ بعضي ها خط لبشان نستعليق است.

۵ـ وقتي هواي آزاد کم شد، براي پرنده ها هم نوبت پرواز گذاشتند.

۶ـ هميشه افکارم برخلاف وزش باد حرکت مي کند.

۷ـ در هواي ابري، ماه از آفتابي شدن مي ترسد.

۸ـ زمستان مي لرزاند و بهار مي روياند.

۹ـ شايد اجداد چراغ چشمک زن، ستاره بودند.

۱۰ـ معمولا يک فنجان چاي را با کلمات شيرين مي خورم.

روزنامه خراسان پنج شنبه ۲۹ دی ماه ۹۰ شماره ۱۸۰۳۵



سه شنبه 20 دی1390 :: 11:37 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

چون رياضي بلد نبود، ديگران را آدم حساب نمي کرد.

 روزگار غريبي است، يکي در آبپاش گلاب دارد و يکي در گلابپاش آب هم ندارد.

روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۲۸ سه شنبه ۲۰ دی ماه ۹۰



دوشنبه 19 دی1390 :: 9:35 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ حرف هاي خام به مغزم صدمه مي زند.

۲ـ آرشيو سکوت پر است از فريادهاي منزوي!

۳ـ آدم پرچانه سکوت را بيهوش مي کند.

۴ـ در عکس دو نفره ما جاي تو هميشه خالي است.

۵ـ اگر ديوار نبود از دست اين آزادي به کجا پناه مي بردم!

۶ـ گل مژه اش عطر دل انگيزي دارد.

۷ـ فرسودگي، راه را براي فرو ريختن هموار مي کند.

۸ـ درختان منفور به خانواده جنگل خيانت کردند و دسته تبر شدند.

روزنامه خراسان ۱۹ دی ماه ۹۰ شماره ۱۸۰۲۷



یکشنبه 18 دی1390 :: 1:21 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاريکلماتور
 ۱ـ کبوتر آزادي از آسمان هفتم تقاضاي پناهندگي کرد.
 ۲ـ اعداد درشت، با صفرها رشد مي کنند.
 ۳ـ رشته سخن را به دست گرفت و کلاهي نو براي مردم بافت.
 ۴ـ در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد.
 ۵ـ بعضي ها به پاي هم پير مي شوند و بعضي ها به دست هم
روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۲۶ یکشنبه ۱۸دی ماه ۹۰


شنبه 17 دی1390 :: 22:51 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
 
کاريکلماتور
۱ـ بعضي ها خیاط نيستند، اما خوب وصله هايي به آدم مي چسبانند!
۲ـ توي بازار صداقت، گراني بيداد مي کند.
۳ـ ظاهرسازها با هر سازي مي رقصند.
۴ـ بگذاريد حقتان را بخورند، مرگ حق است.
۵ـ بعضي ها رو دست ندارند و بعضي ها زير دست.
۶ـ کسي که در ساحل آرزوها گام بر مي دارد، بالاخره در درياي رويا غرق مي شود!
۷ـ به افکار بيدارم قرص خواب دادند.
۸ـ بعضي ها حساب پس مي دهند و بعضي ها حق حساب.
۹ـ آغاز هر سلام، پايان خداحافظي است.
 روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۲۵ مورخ شنبه ۱۷ دی ماه ۹۰


كاريكلماتور

۱ـ بهترين راه براي حفظ آثار باستاني ، همچنان در زير خاك بودن آن ها است .

۲ـ دهانم را بسته نگاه داشتم تا حرف در دهانم نگذارند.

۳ـ چهره زيبايش فرودگاه نگاه ها شد.

۴ـ اكثر آدم هاي لاغر با رژيم مخالفند.

۵ـ بي صداترين تار را عنكبوت مي نوازد.

۶ـ پركار ترين عضو بدنش فكش بود.

۷ـ كاش فردا همان ديروز آمده بود.

۸ـ هميشه با اخم هايش ، غنچه هاي لبخندم را پر پر مي كرد.

۹ـ بازار ريا سكه است ، با صداقت ، اعلام مفلسي مي كنم.

۱۰ـ اعتراض ها در سكوت ذخيره شد.

۱۱ـ عدالت موجودي شبيه روح بوده كه كسي آن را نديده است.

۱۲ـ بانك ها به سوال علم بهتر است يا ثروت ، در عمل پاسخ مي دهند.

۱۳ـ نمايشگاه به محلي گفته مي شود كه مردم را به كالا ها نشان مي دهند.

۱۴ـ همه دوست دارند به پيروزي برسند ، حتي استقلال.

۱۵ـ تا عوام وجود داشته باشد ، عوام فريب هم وجود خواهد داشت.

۱۶ـ هر موقع او را مي بينم كمي مكث مي كنم ، مثل ويرگول.

۱۷ـ آدم هاي بيكار همه روزهاي تقويم را جمعه مي بينند.

۱۸ـ پائيز ، فصل بي حجابي درختان است.

۱۹ـ كتاب يار مهربانيست كه با همسرتان هيچ مشكلي ندارد.

۲۰ـ شهرداري فقط راه پولدارشدنش را آسفالت مي كند.

۲۱ـ شيطان مدعي شد كه من مدير داخلي دنيا هستم.

۲۲ـ گناهكار كسي است كه تظاهر به تقوا نمي كند.

۲۳ـ گاهي سلول هاي خاكستري مغزم به مرخصي مي روند.

۲۴ـ حقوق بشر ساعتي است كه هر دولتي با وقت محلي كشورش آن را تنظيم مي كند.

۲۵ـ آقازاده يعني استثناء در خلقت

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۶۳ آذرماه۹۰



چهارشنبه 14 دی1390 :: 12:52 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ در زمستان سر مردم کلاه مي گذاشت و در فصول ديگر کلاهشان را بر مي  داشت.

۲ـ بدون عينک تمام سازها را تار مي بينم.

۳ـ عجب زمانه اي شده! گذشت هم درگذشت.

روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۲۳ چهارشنبه ۱۴ دی ۹۰



پنجشنبه 8 دی1390 :: 22:38 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ در جدال اعداد، اين صفرها هستند که بي طرفند!

۲ـ فرياد کشيدني است اما کمتر وزن مي شود.

۳ـ قند خون مزه تلخي به زندگي مي دهد.

۴ـ از تجمع نجواها، فرياد متولد مي شود.

۵ـ به خاطر پايمال کردن حقوق ديگران، کفش هايش را محاکمه کردند.

۶ـ آن هايي که زبانشان دراز است، شخصيتي کوتاه دارند.

روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۱۸ پنج شنبه ۸ دی ماه ۱۳۹۰



چهارشنبه 7 دی1390 :: 14:17 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ در آخرین دم ، باز دمی وجود ندارد. (سهراب گل هاشم)

۲ـ دیدن شب احتیاج به چراغ ندارد. (پرویز شاپور)

۳ـموجود گیوتین زده شانس حلق آویز شدن را برای همیشه از دست می دهد.(پرویز شاپور)

۴ـ آی با کلاه ، تنها حرفی است که سرش کلاه رفته. (حسین ناژفر)

۵ـ زمستان سر خیلی ها را کلاه گذاشت.(سهراب گل هاشم)

روزنامه خراسان چهار شنبه ۷ دی ۱۳۹۰



سه شنبه 6 دی1390 :: 22:31 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ شخص نادان معمولا اسير زبان خود است.

۲ـ دل خيلي ها به اندازه حرف هايشان بزرگ نيست.

۳ـ زياده گويي تو، مقدمه ناشنوايي ديگران است.

۴ـ با زور اسلحه سطح فکرش را بالا برد.

۵ـ لطيف ترين کلمه لبخند است آن را حفظ کن.

۶ـ روزي که بخشيدن را ياد گرفت، زندگي کردن را آموخت.

روزنامه خراسان شماره ۱۸۰۱۶ سه شنبه ۶ دی ۱۳۹۰



کاریکلماتور

 ۱ـ پرُ بودن حساب بانكي باعث خالي شدن كينه هاي زناشويي مي شود.‌‌

 ۲ـ بعضي ها به پاي هم پير مي شوند و بعضي ها به دست هم.

۳ـ ز ــ زندان ، الف ــ آزادي را به اسارت مي كشد.

۴ـ هيچ پاياني بي سر و صدا نيست.

۵ـ چشمان بازيگوشم،فقط خواب هاي شيرين را دوست دارد.

۶ـ خيلي از افكارم با سكوت زنداني شدند.

۷ـ قلاب ماهي شبيه علامت سوالي است كه فقط ماهي ها جوابش را مي دهند.

۸ـ كودك درونم تاب مي خورد ، اوج مي گيرد اما نمي تواند فضاي اين روزهاي بد را بشكافد.

۹ـ همه انسان ها شاعرند ، چرا كه روزي غزل خداحافظي را مي خوانند.

۱۰ـ اعداد درشت معمولا با صفر ها رشد مي كنند.

۱۱ـ آدم چشم و گوش بسته ، دهانش هم بسته است.

۱۲ـ بعلت خالي بودن جيب مردم ، جيب بُرها متحصن شدند.

۱۳ـ وقتي به انتهاي خط رسيدم ، نقطه گذاشتم ، رفتم خط بعد.

۱۴ـ نوازنده ها براي همه مي زنند اما پشت سر كسي خير.

۱۵ـ سياستمدار خوب خياطي است كه براي باطل ، لباس حق مي دوزد.

۱۶ـ وقتي قلمم شكست ، سانسور با خوشحالي شروع به بشكن زدن كرد.

۱۷ـ پشت سر هر مرد موفقي زنيست كه نتوانسته جلوي موفقيتش را بگيرد.

۱۸ـ نقاش لال ، فرياد مي كشيد.

۱۹ـ دلم لبريز از فريادهاي خاموش است ، ديگر جايي براي تو ندارد.

۲۰ـ بعضي ها دور عشق را خط مي كشند و بعضي ها روي آن را.

۲۱ـ فقط راننده هاي تاكسي هستند كه بي واهمه فرياد مي زنند ، آزادي ، آزادي.

۲۲ـ بعضي ها با هم جورند ولي جفت نيستند!

۲۳ـ دير زمانيست كه در حال انتخاب بهترين هاي بدترين ها هستيم .

۲۴ـ مصيبت فقط به حريم آدم هاي فقير تجاوز مي كند.

۲۵ـ خوش رقصي ، بهترين شيوه براي رسيدن به پُست و مقام و شايد حفظ آن باشد.

۲۶ـ اگر زندان نبود از دست اين آزادي به كجا پناه مي برديم.

ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره ۶۲ آذرماه ۱۳۹۰

 



چهارشنبه 2 آذر1390 :: 17:30 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
 

گفت و گو با سهراب گل هاشم درباره کاريکلماتور
 
شليک به نا هنجاري ها
 
اولين کاريکلماتورهاي من در روزنامه خراسان چاپ شد
متولد ارديبهشت ماه 1336 واز دوران نوجواني عاشق جملات قصار و طنز بوده است البته آشنايي اش با کاريکلماتور با خواندن آثار شادروان استاد پرويز شاپور بود . اولين کاريکلماتورهاي خود را در سال 1355 در"روزنامه خراسان"به چاپ رساند . براي تحصيلا ت عازم فرانسه شد و در آنجا بود که با آثار ژيلبرت سيبرون (فرانسوي)آشنا شد ، وي طنز پرداز و نويسنده جملات طنز بود و در جايي گفته شده که استاد شاپور از وي متاثر بوده است.در سال 1360 مجددا کار مطبوعاتي خود را در نشريات مختلف ادامه داد و تا کنون با نشريات زيادي همکاري داشته است. حاصل کارهايش در سال 86" کتاب گاهگاهي زندگي شوخي نيست "بود و با فعاليت بيشتر در سال 89 کتاب دوم به نام "چند قدم به حرف حساب" در نمايشگاه کتاب تهران همان سال رونمايي شد. و اينک گفت و گوي ما با او...

تعريف خود شما از کاريکلماتور چيست؟

به نظر من کاريکلماتور ، زبان گويايي است که شوخي مي کند ، مي خنداند و به طعنه سخن مي گويد ، به نا هنجاري ها شليک مي کند و گاهي نا ملايمات و سختي هاي زندگي را با طنز تلخ بيان مي کند .

من به شخصه با اسم کاريکلماتور مخالف هستم نظر شما درباره اين اسم که احمد شاملو براي نوشته هاي پرويز شاپور انتخاب کرد چيست؟شما با اين اسم موافق هستيد؟

تلفظ کاريکلماتور کمي مشکل است و معني آن در هيچ فرهنگ لغتي به درستي نيامده است اما وقتي از شاملو پرسيدند که چرا اين نام را انتخاب کردي و معني آن چيست ؟ گفت که من يک کلمه فرنگي و يک کلمه ايراني را در کنار هم قرار دادم. «کاري» به معناي خنده و«کلمه» هم که فارسي است و در نهايت شد کاريکلماتور و در جايي مي گويد که نامي جديد براي کارهاي شاپور ساختم که خوشبختانه پا گرفت و جا افتاد . البته مرحوم صابري فومني«گل آقا» و عمران صلاحي عنوان کاريکاتور کلمات را به کاريکلماتور دادند اما سال 87 و 88 و 89 در تله تسکت تلويزيون در صفحه جام خنده که از کاريکلماتورهاي من استفاده مي شد ، به آن عنوان شوخي با کلمات را داده بودند.

به نظر شما ويژگي يک کاريکلماتور خوب چيست؟

موضوع روز و پيام داشتن از مهمترين ويژگي هاي يک کاريکلماتور خوب است البته استفاده از عنصر زيبا سازي کلمات (ترتيب واژگان ، چينش و ساختارکلمات ) وهمين طور تبسم و تفکر ، به طوري که به دل مخاطب بنشيند و ذهن او را وادارنمايد که از سطح جمله تونلي به عمق زده و با ورود به لايه هاي زيرين جمله با تفکري نو پيام را بگيرد اين را مي توان از ديگر ويژگي هاي يک کاريکلماتور خوب دانست ولي در حال حاضر عده اي از کاريکلماتوريست ها فقط با هنجارها شوخي کرده و جملات زيبايي راهم خلق مي کنند ، اما من فکر مي کنم که مخاطبان زيادي نداشته و مطمئنم که در آينده اي نه چندان دور از آن کمتر استقبا ل مي شود.

تفاوت کاريکلماتور با جمله قصار در چيست؟

مسلما جملات قصار، پند و اندرز و نصيحت مخاطب را دنبال مي کند اما کاريکلماتور با وارونه و متفاوت کردن معناي کلمات ،کمک مي کند که نگاه دقيق تري به پيرامون خود داشته باشيم ، نگاهي با تفکر به چيزهايي که شايد خيلي اوقات بي توجه از کنارش گذشته ايم .

جايگاه کاريکلماتور را در مطبوعات چگونه ارزيابي مي کنيد؟

نظر به اينکه کاريکلماتور در ادبيات ايران به سرعت در حال رشد بوده و در چند سال اخير مورد توجه قشر عظيمي از جامعه قرار گرفته لذا در مطبوعات هم به خوبي جاي خود را باز کرده و علاقه مندان زيادي دارد.

بيشتر نشريات علمي و صنعتي به دليل سرد و بي روح بودن فضاي صنعت ستون و يا صفحه اي ثابت را به کاريکلماتور اختصاص داده اند و همين طور ديگر نشريات فرهنگي اجتماعي و حتي نشريات بورس و اوراق بهادار که خواستار کاريکلماتور هايي با سوژه هاي روز هستند و اين روند همچنان روبه رشد است.

استقبال نسل جوان از کاريکلماتور چگونه است؟

انسان امروز بي حوصله است و دوست داردبا يک جمله کوتاه به لذت برسد و کاريکلماتور به همين دليل مورد توجه قشرتحصيل کرده و روشنفکر به ويژه دانشجويان و جوانان و در کل قشر عظيمي از جامعه قرار گرفته است .

من با استفاده ابزاري از طنز مخالفم اما چه ما بخواهيم و چه نخواهيم امروزه طنز جنبه تبليغي زيادي پيدا کرده از جشنواره هايي که برگزار مي شود بگيريد تا ستون هاي طنزي که در نشريات تخصصي حوزه هاي مختلف تعريف مي شود که به نوعي مي خواهند از طنز براي تبليغ محصولات حوزه خاصي استفاده کنند .به نظر من اين مسئله از جهاتي مثبت و از جهاتي منفي است.

کاريکلماتور هم اين قابليت را دارد که در آگهي هاي تبليغي استفاده شود خود شما تا به حال از اين فعاليت ها داشته ايد؟اصلا چقدر با اين قضيه موافق هستيد؟

با نظر شما براي استفاده کاريکلماتور در آگهي هاي تبليغاتي موافقم ،البته آن طور که در کشورهاي صنعتي مرسوم است وبراي معرفي وتبليغ خدمات و يا کالا حتما از جملاتي استفاده مي کنند که به مخاطب شوک واردکرده و نام کالا را در ذهن اوثبت مي کنند در ايران کمتر عمل شده است ولي بيشتر اوقات براي پيشگيري از حوادث مختلف مثل آتش سوزي و يا رانندگي و... از جملات طنز گونه استفاده مي شود.

بعضا ديده ام که خيلي از افرادي که امروزه کاريکلماتور مي نويسند به شدت تحت تاثير نوشته هاي پرويز شاپور هستند حتي اگر بخواهم صريح تر بگويم بعضي از اين افراد همان نوشته هاي مرحوم شاپور را با تغييرات جزيي به اسم خودشان ارايه مي دهند .به نظر شما با اين شرايط کاريکلماتور بعد از پرويز شاپور حرفي براي گفتن دارد ؟

استاد زرويي نصرآباد به درستي پيروان شاپور را به دو دسته تقسيم کرده است : دسته اول کساني هستند که ماهيت کار شاپور را با درک درست از کاريکلماتور شناخته اند و دسته دوم به صورت شکلي کار شاپور را دنبال مي کنند و فکر مي کنند هر جمله اي که گربه ، درخت ،ماهي و سنجاق قفلي داشته باشد کاريکلماتور است...

در هر صورت شاپور راه را باز کرده اما مهم چگونه ادامه دادن اين راه است ، شايد جملات شاپور و خيلي از پيروانش همان سبک سال ها قبل باشد که با تبسم مخاطب را وادار به تعجب مي کرد همان سبک ژيلبرت سيبرون که مي گفت : درختان، جنگل را درون خود پنهان کرده اند و يا... اما من فکر مي کنم که کاريکلماتور مخاطباني آگاه و انديشمند دارد و ديگر تبسم و تعجب جواب نمي دهد بلکه جمله اي را مي پسندد که داراي پيام بوده و با تبسم او را وادار به تفکر نمايد ، مخاطب بايد بتواند با جمله ارتباط خوبي برقرار کرده و براي يافتن معني و مفهوم اصلي وارد لايه هاي زيرين جمله شود و اين هنر کاريکلماتوريست است که با استفاده از صنايع ادبي ،شوک هايي را به ناهنجاري هاي موجود شليک کند و مخاطب را وادار به انديشيدن نمايد.

آينده کاريکلماتور را چگونه مي بينيد؟

خوشبختانه کاريکلماتور گونه اي است که مورد توجه قشر عظيمي از جامعه ما و همين طور مردم جهان با نام هاي ديگر بوده و در اين ميان سياستمداران توجه اي ويژه به آن داشته و هميشه با جملاتي خاص و عجيب و همين طور پر معنا همه را به حيرت وا مي دارند سياستمداراني همچون چرچيل که چاشني بيشتر سخنانش طنز و جملات کوتاه خاص و زيبا بود

مطمئنا کاريکلماتور چه در خانواده طنز وچه به صورت يک گونه ادبي ،آن قدر رشد خواهد کرد که در آينده نزديک به صورت يکي از دروس دانشگاهي تدريس شود.

 روزنامه خراسان شماره ۱۷۹۸۸ اول آذرماه ۱۳۹۰



دوشنبه 30 آبان1390 :: 10:29 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ چشم عسلی ها ، اشک هایشان شیرین است.

۲ـ گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران موش می دوانند.

۳ـ با آن که لباسش پر از وصله بود ، ادعا می کرد که هیچ وصله ای به او نمی چسبد.

۴ـ مدعی بود جوانی امروزیست ، ولی مادرش می گفت که شب بدنیا آمده است.

۵ـ همه مردم گل را دوست دارند به جز دروازه بان ها .

روزنامه خراسان شماره ۱۷۹۸۷ دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۰



چهارشنبه 25 آبان1390 :: 14:22 :: نويسنده : سهراب گل هاشم

کاریکلماتور

۱ـ بیشتر اوقات بحران،باعث فرصت های جدید می شود.

۲ـ بعضی ها اشتباه می کنند و بعضی ها اشتباهی فکر می کنند.

۳ـ هیچکس آن جایی که باید باشد نیست ، شما کجائید؟

۴ـ کسی که زود از کوره در می رود قطعا خام خواهد ماند.

۵ـ بعضی ها جرقه می زنند تا دیگران شعله ور شوند.

۶ـ به خیلی ها میدان دادند اما توپ را از آن ها گرفتند.

۷ـ برای اینکه آقای خودش باشد ، از نوکری دیگران پرهیز می کرد.

۸ـ در بازار بورس ، بعضی وقت ها کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

۹ـ سخنران حرفه ای ، عاشق میکروفن بود.

۱۰ـ شاید نارنج میوه ای بی رنج باشد.

۱۱ـ  از شنبه تا پنج شنبه بدو بدو می کنیم و جمعه ها یکه بدو !

۱۲ـ دنبال درد سر نگردید ، در یک قدمی شماست.

۱۳ـ بعضی ها تا یک قدمی کار می روند اما سر کار نمی روند.

۱۴ـ  فاصله حرف تا عمل یک کلمه است ، حرکت.

۱۵ـ آرایشگر مدعی شد که از او سر شناس تر کسی نیست.

۱۶ـ چون گوش شنوایی نیافتم ، حرف هایم را می نویسم.

۱۷ـ وقتی از چشمم افتاد دست و پایش زخمی شد.

ماهنامه صنعت نفت شماره ۱ مهرماه ۱۳۹۰



چهارشنبه 18 آبان1390 :: 15:36 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.

۲ـ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.

۳ـ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک می کنید، اما من کشک خودم را می سابم.

۴ـ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست وگرنه حقیقت به همان تلخی هست که می دانید.

۵ـ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد، من، دلم را از دست دادم.

۶ـ شاید انتهای هر حرف، ابتدای عمل باشد.

۷ـ حتی موهایم هم می دانند که پایان شب سیه سپید است.

 

 

 

طرح از :لیدا معتمد

ماهنامه سیاسی اقتصادی طنز و کاریکاتور استان سمنان چنته شماره ۴ آبان ماه ۹۰



جمعه 13 آبان1390 :: 17:15 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

۲ـ در بازار سرمایه ، کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

۳ـ شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.

۴ـ شرکت برق ، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد.

۵ـ برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

۶ـ چون ریاضی بلد نبود ، دیگران را آدم حساب نمی کرد.

روزنامه خراسان ۱۲ آبان ۱۳۹۰ شماره ۱۷۹۷۴




کاریکلماتور 


۱ـ تمام زندگی ام قسطی است اما گوشم بدهکار نیست.


۲ـ دلم پاک پاک است ، به تازگی آن را صابون زده ام.


۳ـ در شب های ابری ، ماه با حجاب می شود.


۴ـ با عشق بازی نسیم و باغچه ، علف های هرز روئیدند.


۵ـ خبرگزاری محلی است برای رام کردن خبرها.


۶ـ کلاغ پر ، گنجشک پر ، کبوتر آزادی پر پر .


۷ـ در ضیافت خیال ، اولین مهمان رویا بود.


۸ـ زیبا ترین و بهترین ساعت دنیا ، ساعتی بود که دیدمت.


۹ـ مرگ حق است و همه روزی به حق شان می رسند.


۱۰ـ نفت مهریه ملت است اما عندالمطالبه نیست.


۱۱ـ سال ۸۹ هشتمان گرو (۹) بود سال نود چه می شود.


۱۲ـ همه بچه آدم هستند ، اما بین هابیل و قابیل خیلی فرق است.


۱۳ـ اگر از واقعیت ها «بهره» بگیری ، حتما به جرم ربا خواری دستگیر خواهی شد.


۱۴ـ همیشه با رشته افکارش ، آش رشته نذری می داد.


۱۵ـ سرطان بد خیم جامعه دروغ است ، به کی بگم ، به بالائی ها یا پائینی ها.


۱۶ـ انسان ، حیوان ، گل ، فقط گل به تو آسیب نمی رساند.


۱۷ـ درجه تبم بالا بود ، بایگانی افکارم آتش گرفت.


۱۸ـ چشمان فرهاد ، عاشق خواب های شیرین بود.


۱۹ـ اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی ، مجبوری با داشته هایت بسازی.


۲۰ـ وقتی کلاهم را قاضی کردم ، باد ترتیب قاضی ام را داد.


۲۱ـ بهترین راه برای آب شدن برفک تلویزیون ،از برق کشیدن آن است.


۲۲ـ بیشتر شعارها در تظاهرات زندگی می کنند.


۲۳ـ با بالا رفتن آب بهاء ، دیگر کسی سیلی آبدار نمی زند.


۲۴ـ بعضی ها دردسرند و بعضی ها مایه آن .


۲۵ـ پای کلمات را قلم کردم و با آن کاریکلماتور نوشتم.


۲۶ـ گناه من نیست که بعد از تو او آمد ، تقصیر قوانین زبان فارسی است

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۶۱ مهرماه ۱۳۹۰



جمعه 22 مهر1390 :: 0:34 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

۲ـ بعضی ها زندگی می کنند و بعضی ها وقت زندگی را می گیرند.

۳ـ آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

۴ـ حرف های خام ، به مغزم صدمه می زند.

۵ـ آن هایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.

۶ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.

۷ـ گاهی چشمانم در خیابان چشمانش راه پیمایی می کند.

۸ـ وقتی یکی به نعل می زنید و یکی به میخ ، مواظب شستتان باشید.

۹ـ آن هایی که مردم را سیاه می کنند ، پیش خدا روسیاهند.

۱۰ـ خیلی از موش ها ،به گربه ها ، محل سگ هم نمی گذارند.

ماهنامه مکتوب شماره ۴۳ و ۴۴ شهریور و مهرماه ۹۰



دوشنبه 18 مهر1390 :: 1:20 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ با یک ریال دو ریال ، نمی توان سریال ساخت.

۲ـ بعضی ها خیاط نیستند ، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند.

۳ـ اگر دلتان «قرص» است از «دردسر» نترسید.

۴ـ در ضیافت خیال ، اولین مهمان رویا بود.

۵ـ زیباترین و بهترین ساعت دنیا ، ساعتی بود که دیدمت.

۶ـ بگذارید حق تان را بخورند ، مرگ حق است.

۷ـ نفت مهریه ملت است اما عندالمطالبه نیست.

۸ـ همه انسان ها شاعرند ، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.

۹ـ به علت خالی بودن جیب مردم ، جیب بُرها متحصن شدند.

۱۰ـ نوازنده ها برای همه می زنند اما پشت سر کسی خیر.

۱۱ـ سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند.

۱۲ـ از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقوکش هستند.

۱۳ـ ای کاش تیر نگاه یار مشقی بود.

۱۴ـ از ماجرای عشقمان ، موهایم روسفید بیرون آمدند.

۱۵ـ اگر زندان نبود از دست این آزادی به کجا پناه می بردیم.

۱۶ـ گناهکار کسی است که تظاهر به تقوا نمی کند.

۱۷ـ کیف پول فقرا همیشه در حال رژیم گرفتن است.

۱۸ـ دیوارهای توالت عمومی ، پُر خواننده تر از روزنامه ها هستند.

۱۹ـ از نظر عوام ، آزادی یعنی آنطرف دیوار زندان.

۲۰ـ برای «درمان» فقر ، دیگر « قرص» نان تجویز نمی شود.

۲۱ـ همه مردم گل را دوست دارند ، به جز دروازه بان ها.

ماهنامه خیزران ، نشریه داخلی انجمن ادبی هنری صبا شماره ۲ مهر ۱۳۹۰



یکشنبه 3 مهر1390 :: 13:9 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ گاهی آهو اسیر چنگال شیر می شود و گاهی شیر اسیر چشمان آهو !

۲ـ بعضی ها با هم جورند ولی جفت نیستند.

۳ـ دسته تبر ، جزو درختان خائن جنگل است.

۴ـ سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند.

۵ـ بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

۶ـ در مسابقه ماست خوری همه رو سفید شدند.

۷ـ چشمان «فرهاد» ، عاشق خواب های «شیرین» است.

۸ـ همه انسان ها شاعرند ، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.

۹ـ از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقو کش هستند.

۱۰ـ قلمی که مغز ندارد ، حتما آبرویت را خواهد برد.

سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ، مدیریت فرهنگی و هنری منطقه ۱۷ ، ماهنامه پلاک ۱۷ سال اول شماره اول

نویسندگان :مهدی استاد احمد، سهراب گل هاشم، سعید ترشیزی، معصومه پاکروان، ارمغان زمان فشمی، سعید

 سلیمان پور اورمی،آرین دخت فرنادپور و عباس حسین نژاد.

سر دبیر : عباس حسین نژاد و دبیر تحریریه نسیم عرب امیری



یکشنبه 20 شهریور1390 :: 17:51 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکماتور

۱ـ آغاز هر سلام ، پایان خداحافظی است.

۲ـ زندگی خیلی کوتاه است ، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم.

۳ـ زندگی محبت است و محبت حقیقت.

۴ـ اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود.

۵ـ دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او.

۶ـ آدم خوش بین ، شیطان را هم فرشته می بیند.

۷ـ وقتی خوابیدم ، حقیقت را در خواب دیدم.

۸ـ آنقدر آینده نگر بود که گذشته اش را نمی دید.

۹ـ سلام بی جواب یعنی خداحافظ .

۱۰ـ انسان باید انتخاب کند نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد.

۱۱ـ دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود.

۱۲ـ انسان ، زندانی تنفر و تعصبات خودش است .

۱۳ـ گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است.

۱۴ـ دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به

 بزرگی یک لبخند.

۱۵ـ حقیقت و گل رز هر دو خار دارند.

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۶۰ مرداد ماه ۱۳۹۰ 

 پ.ن : جلد اول کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست که در اردیبهشت سال ۸۶ وارد بازار نشرشد شامل مجموعه

 کاریکلماتورهای من و جملات برگزیده بود .

upow7n3qgmu0jqaki19o.jpg

جملات برگزیده ، جملات انتخابی من از سایر بزرگان طنز و شخصیت های ادبی ، اقتصادی ، سیاسی و  حتی مذهبی

بوده که متاسفانه تحریریه مجله بدون توجه به این موضوع این گونه جملات را از جلد اول کتابم انتخاب کرده و به نام من به

 چاپ رسانده است.

مطمعنا از شماره بعد جملات توسط خود من انتخاب و به تحریریه تحویل خواهد شد و دیگر سوتفاهمی برای مخاطبان

و فرصت سوءاستفاده ای برای دشمنان دوست نما نخواهد بود. سهراب گل هاشم

 



یکشنبه 30 مرداد1390 :: 9:45 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ تصمیم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند.

۲ـ گشادی جیب بعضی ها ، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است.

۳ـ نوک قلم پاچه خوار همیشه چرب است.

۴ـ بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب.

۵ـ نقاش فقیر ، خجالت می کشید.

۶ـ عدد یک را دست کم نگیرید ، یک عمر ، یک زندگی.

۷ـ بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست.

۸ـ با اسلحه ای به شکار طبیعت رفتم.

۹ـ با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

۱۰ـ در بازار سرمایه ،کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

۱۱ـ شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.

۱۲ـ شرکت برق برای برق کفش هایم تعرفه صادر کرد.

۱۳ـ برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

۱۴ـ چون ریاضی بلد نبود ، دیگران را آدم حساب نمی کرد.

 ماهنامه اقتصاد و زندگی شماره ۳۴ نیمه دوم مرداد ۹۰



کاریکلماتور

۱ـ کسانی که دیر قول می دهند ، خوش قول ترین مردم دنیا هستند.

۲ـ آن چه امروز در دل دارم ، ممکن است آرزوی فردایم باشد.

۳ـ اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها ، که در معنای آن هاست.

۴ـ بعضی ها با اینکه خیاط نیستند ، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !

۵ـ زندگی مثل یک تابلو نقاشی است ، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

۶ـ هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است.

۷ـ در جزیره رنگ ها هم ، همه از دو رنگی متنفر بودند.

۸ـ کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد ، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!

۹ـ چیزی به نام شکست وجود ندارد ، آن چه بدست می آید ، نتیجه است و بس.

۱۰ـ ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد ، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد.

۱۱ـ از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد ، نه آن چه آرزویش را داریم.

۱۲ـ کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد.

۱۳ـ مثبت اندیش کسی است که جا به جا کردن کوه ها را ممکن بداند.

۱۴ـ از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش.

۱۵ـ توی بازار صداقت ، گرانی بیداد می کند.

۱۶ـ اتحاد یک نوع ظاهرسازی برای پنهان کردن دشمنی است.

 ۱۷ـ ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۵۹ تیرماه ۹۰



درباره وبلاگ

متولد پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1336 هستم
روزگارم بد نیست ، آسمان زندگی‌ام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست.
عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست.
در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
کاریکلماتور ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است
برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه‌ هاي چاپ مشهد منتشر شد
و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید و دومین جلد به نام چند قدم به حرف حساب در بهار 89 در نمایشگاه کتاب تهران رو نمایی شد.
این وبلاگ، مجموعه‌ ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پس‌کوچه‌هاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم.