کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

بعضی ها با اینکه خیاط نیستند، اما خوب وصله‌هایی به آدم می‌چسبانند
 
با آنکه چینی بلد نبود ولی دست از سخن‌چینی برنداشت
 
بعضی‌ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می‌روند
 
خروپف يعني پرحرفی در خواب
 
آدم  رباخوار هيچ وقت از واقعيت بهره‌ای نمی‌گيرد
 
اگر طبع شاعری بيش از حد روان باشد شعر آبکی مي‌شود
 
گاهي دوست در زنگ حساب، انشا مي‌خواند
 
بي‌شعوری ذاتی نيست گاهي خودمان در اين راستا تلاش مي‌کنيم
 
«کليه» نوشته‌هايم سنگ ساز شده است
 
وقتی پول نداری همسرت آرايش جنگي مي‌کند
 
بهترين ورزش دويدن است، اما نه توی حرف ديگران
 
اگر بيش از حد خاکی باشی آخرش آسفالتت می‌کنند
 
گاهي اوقات «کليه» امورم درد می‌کند
 
سلام بی‌جواب یعنی خداحافظ‌
 
بعضی از نگاه‌ها صدای قشنگی دارند
 
تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان است
 
حرف‌های خام به مغزم صدمه می‌زنند
 
نقاش فقیر‌، خجالت می‌کشید
 
خواب غفلت نیازی به رختخواب ندارد
 
دلتان بزرگ باشد؛ بزرگ‌کردن شکم که کاری ندارد
 
وقتی از دو دلی خسته شد یکی از آن‌ها را اهدا کرد
 
دلم برای آدم‌های گرسنه کباب است
 
کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می‌کارد
 
کاریکلماتور اشک را تهدید می‌کند و لبخند را تمدید
 
چشم مداد رنگی که به مداد تراش افتاد رنگش پريد
 
در ميليون‌ها سلول تنم، فقط يک زنداني وجود دارد
 
بعضي راننده‌ها فقط زبان بوق را باور دارند
 
مواظب راه رفتنت باش، ممکن است پا روي حق بگذاری
 
شايد چرت، خواب قسطي باشد
 
بيشتر نژادپرستان، سياه فکر مي‌کنند
 
بعضي‌ها ريش بلندی ندارند اما يک دنيا محاسن دارند
 
بعضی‌ها آن قدر ماهرانه دروغ می‌گويند که از راست هم قشنگ‌تر است
 
خيلي از نزول خوارها با «پستی» در «بلندی» زندگی می‌کنند
 
بعضی‌ها خط لبشان نستعليق است
 
حتی موهايم هم می‌دانند که پايان شب سيه سپيد است
 
ماهنامه چشمه توسعه سال ششم. شماره 62. آبان 1393(ساری _ مازندران)


پنجشنبه 29 آبان1393 :: 13:52 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
* آن هايي که بلند فکر مي کنند، هيچ وقت کوتاه نمي آيند.

* نبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند.

* معلوم نيست بي طرف ها از کدام طرف بي طرف هستند.

* بعضي ها توي دل تان را خالي مي کنند و بعضي ها زير پاي تان را.

* بعضي ها فکرشان به جايي نمي رسد و بعضي ها خودشان.

سهراب گل هاشم

روزنامه خراسان شماره18838 پنج شنبه 29 آبان 1393 (همشهری سلام)



کاریکلماتور

بعضی ها بااینکه خیاط نیستند , اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند.

خواب غفلت نیازی به رختخواب ندارد.

آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

فقط آدم پُر حرف , سکوت ذخیره می کند.

وقتی از دو دلی خسته شد یکی از آن ها را اهدا کرد.

با آنکه چینی بلد نبود ولی دست از سخن چینی برنداشت.

بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند.

دلم برای آدم های گرسنه کباب است.

کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می کارد.

کاریکلماتور اشک را تهدید می کند و لبخند را تمدید.                                    

دو هفته نامه فرهنگی , اجتماعی طنز و کاریکاتور مهرماه 93 شماره24 (جهرم _فارس)



سه شنبه 15 مهر1393 :: 0:34 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* ويزاي مسافرت به دل ها مهرباني است.

* خطوط دلت را زياد اشغال نکن، شايد خوشبختي پشت خط باشد.

* چشم مداد رنگي که به مداد تراش افتاد رنگش پريد.

* خروپف يعني پرحرفي در خواب.

* در ميليون ها سلول تنم، فقط يک زنداني وجود دارد.

سهراب گل هاشم

روزنامه خراسان سه شنبه 15 مهرماه 93 (همشهری سلام)



سه شنبه 8 مهر1393 :: 0:42 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* آدم  ربا خوار هيچ وقت از واقعيت بهره اي نمي گيرد.

* بعضي راننده ها فقط زبان بوق را باور دارند.

* مواظب راه رفتنت باش، ممکن است پا روي حق بگذاري.

* شايد چرت، خواب قسطي باشد.

* بيشتر نژادپرستان، سياه فکر مي کنند.

* اگر طبع شاعري بيش از حد روان باشد شعر آبکي مي شود.

سهراب گل هاشم، کتاب «گاه گاهي زندگي شوخي نيست»

روزنامه خراسان سه شنبه 8 مهرماه 93 (همشهری سلام)



شنبه 5 مهر1393 :: 0:22 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* بعضي ها ريش بلندي ندارند اما يک دنيا محاسن دارند.

* بعضي ها آن قدر ماهرانه دروغ مي گويند که از راست هم قشنگ تر است.

* فرياد نزن اين جا به داد سکوتت هم نمي رسند.

* گاهي دوست در زنگ حساب، انشا مي خواند.

* بي شعوري ذاتي نيست گاهي خودمان در اين راستا تلاش مي کنيم.

* «کليه» نوشته هايم سنگ ساز شده است.

* فرياد کشيدني است اما کمتر وزن مي شود.

سهراب گل هاشم

روزنامه خراسان شنبه 5 مهرماه 93 شماره 18795



سه شنبه 25 شهریور1393 :: 0:47 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاريکلماتور

* شاعر چاق، بيشتر از قافيه به وزن شعر اهميت مي دهد.

* خيلي از نزول خوارها با «پستي» در «بلندي» زندگي مي کنند.

* وقتي پول نداري همسرت آرايش جنگي مي  کند.

* آنقدر که نانوا جوش شيرين مي زند فرهاد نزد!

* بهترين ورزش دويدن است، اما نه توي حرف ديگران.

* از نيش طنزنويس ها، مارها هم در امان نمانده اند.

* اگر بيش از حد خاکي باشي آخرش آسفالتت مي کنند.

سهراب گل هاشم


روزنامه خراسان - مورخ سه‌شنبه 25 شهریور 93 شماره 18786(همشهری سلام)

 



سه شنبه 18 شهریور1393 :: 22:47 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

خواب غفلت نیازی به رختخواب ندارد.

آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

فقط آدم پُر حرف سکوت ذخیره می کند.

روزنامه خراسان سه شنبه 18 شهریورماه 93 شماره 18780 (زندگی سلام _ همشهری سلام)



شنبه 15 شهریور1393 :: 1:41 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* گاهي اوقات «کليه» امورم درد مي کند.

* اگر حرف مفت را مي خريدند خيلي ها ميلياردر بودند.

* بعضي ها خط لبشان نستعليق است.

* حتي موهايم هم مي دانند که پايان شب سيه سپيد است.

سهراب گل هاشم

روزنامه خراسان شنبه 15 شهریور 1393 شماره 13777 (خراسان رضوی _ همشهری سلام)



شنبه 1 شهریور1393 :: 1:29 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
 
‌آرزویم فقرزدایی از لبخند است
 

|  سهراب گل‌هاشم  |   کاریکلماتوریست و طنزپرداز |

آرزو و رویا، بخشی از زندگی ما انسان‌هاست. بخشی که بعضی وقت‌ها چنان دور می‌شود که

در دسترس نیست و بعضی وقت‌ها چنان نزدیک که گویی همه چیز در مشت آدمی قرار دارد.

   آرزوهایی که گاهی آن‌قدر بزرگ هستند که رسیدن به آنها محال است و گاهی آن‌قدر درونی

هستند که حتی در عالم بیرون هم تصورشان، سخت می‌شود. اینها آرزویند، آرزوی من، آرزوی

شما.   چیزهایی از جنس بودن و شدن! چیزهایی از جنس‌ ای‌کاش! گاهی حسرت و گاهی

شعف. جنسشان چیزی شبیه رویاست؛ رویایی که گاهی در خواب می‌بینیم و گاهی حتی در

روشنایی روز، پیش چشمانمان تلألو دارند. 


آرزوها اینهایند. چیزهایی که گاهی دنیای آدم‌ها را از هم دور می‌کند و گاهی فصل مشترکی

می‌شود برای بودن؛ حتی فصل مشترکی می‌شوند برای دور هم جمع شدن و زبان مشترک پیدا

کردن. رویاپردازی از همین روست که در برخی موارد، ممکن است به خوبی‌هایی بینجامد که

ماندگار خواهند بود. رویاهایی که امید در آنها موج می‌زند و شوق به دست آوردن آرزوها؛ مانند

شاعری که می‌گوید:  
امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رویایی
دخترک افسانه می‌خواند
نیمه‌شب در کنج تنهایی
بی‌گمان روزی ز راهی دور
می‌رسد شهزاده‌ای مغرور
می‌خورد بر سنگفرش کوچه‌های شهر
ضربه سم ستور باد پیمایش
می‌درخشد شعله خورشید
بر فراز تاج زیبایش
تار و پود جامه‌اش از زر
... می‌کشاند هر زمان همراه خودسویی
باد... پرهای کلاهش را
یا بر آن پیشانی روشن
حلقه موی سیاهش را
مردمان
در گوش هم آهسته می‌گویند
آه... او با این غرور و شوکت و نیرو
در جهان یکتاست
بی‌گمان شهزاده‌ای والاست


آرزوها اینگونه‌اند. گاهی دختری بر فراز کوهی یا در جاده‌ای منتظر شاهزاده‌ای می‌ماند که از راه

برسد و خوشبختی را به او ارزانی دارد و گاهی مانند این است که تلاش کنید تا فقط کسی

«جان نکند» حالا آرزوی ماهم از این نوع است. گاهی اینچنین است که آرزوهایتان را باید از دل

ظاهری خشن بیرون بکشید. ظاهری که بوی مرگ دارد. گاهی هم مانند آن دخترک همه چیز مانند

رویای کودکانه‌ای است نرم و ظریف و بالطبع عاشقانه.

 
این روزها، آرزویم خیلی بزرگ است چون به اندازه ارزش جان آدمی است. جانی که گاهی از

ارزش تمام زمین بیشتر است. رویای ما در خواب نیست. رویا و آرزویی است که اگر کمی حس

گذشت باشد، امکان‌پذیر و شدنی است. آرزوی من دور نیست.   


آرزویم این است که از «لبخند فقر زدایی» شود. یک کاریکلماتوریست و طنزپرداز چه آرزویی غیر

از این می‌تواند داشته باشد. در زمانی که «همه لب‌ها آلزایمر گرفته‌اند». می‌خواهم و می‌گویم،‌

ای‌کاش لب‌ها همه لبخند بر لب می‌داشت، فقر لبخند داریم و کم می‌خندیم. این موضوع آرزویی

نیست که به موضوعات سیاسی ربط پیدا کند و من هم درواقع و هم در عالم رویا و آرزو، از

سیاسی بودن موضوعات پرهیز دارم.  


لبخند را نباید سیاسی کرد. باید اجازه داد در فضای معمول، مسیر شاد شدن جامعه طی شود.

گاهی طوری می‌شود که تا می‌گویی شادی نیست و لبخند کم است، این گمان پیش می‌آید که

در پی آن هستید که جامعه را جامعه‌ای سیاه و افسرده تصویر کنید و در پشت لبخند، منویات

سیاسی را پنهان کرده‌اید. این آرزو، یعنی فقرزدایی از لبخند، ورای همه تصورات سیاسی است

و به هیچ عنوان به آن آلوده نمی‌شود.   


آرزوی دومی هم دارم. سال‌هاست در خدمت دختری هستم که در کودکی (یک سالگی) به دلیل

ابتلا به بیماری، به معلولیت ذهنی و جسمی دچار شد. حالا ٢٣‌سال از آن روزها گذشته است و

در این مدت سعی کرده‌ام غیر از این‌که پدر هستم، خادم خوبی باشم. در بعد شخصی آرزویم این

است «او» سلامتی خود را بازیابد و رو به بهبود برود.  طی این سال‌ها تلاشم این بوده که در

حوزه عمومی و در معرض جامعه «خوب» باشم و «خوب» زندگی کنم و به همین دلیل هم آرزو

دارم دنیایی خوب و دور از مخاصمه داشته باشیم، آرزو دارم دنیایی بدون جنگ داشته باشیم.

صلح در آن باشد و هر جایی که پا می‌گذاریم، آرامش باشد. امیدوارم غزه هم روی آرامش ببیند

به زبان کاریکلماتور: «هیچ آزمایشگاهی نمی‌تواند جواب خون شهدای غزه را بدهد»؛ «هروقت

زنگ زدم فلسطین دیدم اشغال بود»

روزنامه شهروند شماره 360 شنبه یکم شهریورماه 93 (ص12)

 http://shahrvand-newspaper.ir/?News_Id=3602





درباره وبلاگ

متولد پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1336 هستم
روزگارم بد نیست ، آسمان زندگی‌ام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست.
عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست.
در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
کاریکلماتور ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است
برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه‌ هاي چاپ مشهد منتشر شد
و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات برگزیده طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید و دومین جلد به نام چند قدم به حرف حساب در بهار 89 در نمایشگاه کتاب تهران رو نمایی شد.
این وبلاگ، مجموعه‌ ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پس‌کوچه‌هاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم.