|
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم یکشنبه 3 مرداد1389 :: 11:20 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
كاريكلماتور
1_ بعضي از كشور ها وسايل ارتباط جمعي دارند و بعضي ها وسايل اغفال جمعي . 2_ در جدال اعداد ، اين صفر ها هستند كه بي طرفند ! 3_ طناب دار و صندلي به يك اندازه مقصرند . 4_ در زندگي بعضي ها هم نفس هستند و بعضي ها هم قفس . 5_ روان شناس ها و وكيلان زبان گراني دارند . 6_ خود گوي و خود خند اي هنرمند ، اين است طنز هدفمند ! 7_ بعضي ها محو قدرتند و بعضي ها در پي حذف آن . 8_ قند خون مزه تلخي به زندگي مي دهد . 9_ از تجمع نجواها ، فرياد متولد مي شود . 10_ به خاطر پايمال كردن حقوق ديگران ، كفش هايش را محاكمه كردند . 11_ مشكلات قابل حل زندگي را طلاق منحل مي كند . 12_ با هنر ها در مجلس هستند و بي هنر ها در دفتر طنز بچه مشد . 13_ آنهايي كه زبانشان دراز است ، شخصيتي كوتاه دارند . 14_ بجز آدم پاي دار ، همه بيدارند . 15_ گاهي نگاهم در خيابان چشمانش راهپيمايي مي كند . 16_ بيهوده متاز ، مقصد همه خاك است . 17_ بعضي ها اهل دلند و بعضي ها تنديسي از خاك و گل . 18_ هر آدم خوب گذشته اي دارد و هر آدم گناهكار آينده اي . 19_ فرياد كشيدني است اما كمتر وزن مي شود . 20_ بعضي ها به عرض زندگي فكر مي كنند و بعضي ها به طول آن . 21_ سر شناس تر از آرايشگر ها كسي را نمي شناسم . 22_ هميشه درست مي گويم اما نمي دانم چرا حق با ديگران است . 23_ باطري خورشيد شبها زير شارژر ماه است . 24_ بچه هاي فقير فقط در زنگ انشاء به كنار دريا مي روند . 25_ هر داغي ، سرد مي شود اما هيچ پخته اي خام نخواهد شد . ماهنامه طنز و كاريكاتور بچه مشد شماره 42 تير ماه ۸۹ دوشنبه 28 تیر1389 :: 15:34 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
معرفی کتاب در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد
سهراب گل هاشم ، طنز پرداز پیشکسوت و نام آشنای مشهدی است که از سال ۱۳۵۵ تا به امروز با بسیاری از نشریات کشور همکاری داشته است .وی از سال ۱۳۸۶ در ستونی تحت عنوان « پارازیت» در ماهنامه طنز و کاریکلماتور بچه مشد همکاری دارد و همچنین مسولیت بخش نثر این ماهنامه نیز بر عهده وی می باشد. تخصص اصلی این نویسنده کاریکلماتور است و اولین کتاب او در این زمینه « گاه گاهی زندگی شوخی نیست »نام دارد . کتاب « چند قدم به حرف حساب » دومین و تازه ترین اثر این نویسنده است که در حقیقت جلد دوم کتاب « گاه گاهی زندگی شوخی نیست » محسوب می شود و توسط انتشارات افراز به چاپ رسیده است. طرح های این کتاب نیز توسط مجید مهجور ،کارتونیست مشهدی که سابقه همکاری با ماهنامه بچه مشد را نیز در کارنامه اش دارد ترسیم شده است . سهراب که همواره بزرگ ترین آرزویش را فقر زدایی از شادی میداند در ابتدای کتاب از کاریکلماتور به عنوان یک گونه ادبی یاد می کند همچنین در مقدمه این کتاب ، شاعر شناخته شده عرصه طنز کشور یعنی محمد رضا عالی پیام متخلص به هالو ، ضمن اشاره به پرویز شاپور به عنوان مبدع کاریکلماتور سابقه این هنر را زمانی بسیار قبل از شاپور قلمداد کرده آن را اینگونه تعریف می نماید : « بازی هنر مندانه با واژه ها و بیان مطلبی ساده با زیر بنایی عمیق » عالی پیام ، گل هاشم را از سر شناس ترین و معروف ترین فعالان عرصه کاریکلماتور دانسته و رمز موفقیت وی را آشنایی با ادبیات ، شناخت جامعه ، طنز زیر پوستی و نگاه تیز بینانه او می داند : « کاریکلماتور های سهراب را دوست دارم و بسیاری از آنها را از حفظ ام ، کسی چه میداند شاید بعضی از آن ها در آینده به عنوان ضرب المثل هایی سائر بر سر زبان ها بماند.» در زیر تعدادی از کاریکلماتور های کتاب « چند قدم به حرف حساب » یا « گاه گاهی زندگی شوخی نیست ۲ » را با هم می خوانیم : شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است. چون وقتمون خیلی کم بود ، همه چیز بین ما زود تموم شد. وقتی از کارخانه بازنشته شد در کار خانه با همسرش شریک شد. وقتی آبله مرغان گرفتم بیش از همه از خروس ها وحشت داشتم . بعضی ها مشغول ساخت و ساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت و پاخت . فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود . مثل زود پز باش ، در حالی که می جوشی به آرامی هم سوت بزن . شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است ، به شرطی که به ازدواج منتهی نشود ! گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر باغ است . در کشور های عقب مانده به قلم های بی جوهر آزادی داده می شود . قبض آب را که دید برق از سرش پرید . کشاورز عصبانی ، بادمجان را زیر چشم می کارد . در مسابقه ماست خوری همه رو سفید شدند . شنا کردن در جهت جریان آب از ماهی مرده هم بر می آید . ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۴۲ تیر ماه ۸۹ شنبه 26 تیر1389 :: 23:0 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
۱۳۸۹/۴/۲۶ هر زمان حرفي از «كاريكلماتور» ميشود، ذهنم را مشغول خود ميكند و در كوچه پسكوچههاي هزار
توي معنا سردرگم ميشوم. ياد پرويز شاهپور ميافتم و جملههاي كوتاه اما پر محتوايش كه سالها دور
در نشريههاي مختلف چاپ ميشد و ذهنهاي جستجوگر را بهخود مشغول ميكرد. امروز مجموعه
«كاريكلماتور» و جملههاي طنز سهراب گل هاشم با نام «گاهگاهي زندگي شوخي نيست» باز مرا درگير
خود كرد.
بحثمان را با چند «كاريكلماتور» اين كتاب پي ميگيريم:
بعضي آدمها مثل آگهي بازرگاني هستند، حتي يك كلمه از حرفهايشان را نميشود باور كرد.
براي فرار از ترافيك زندگي، وارد كوچه علي چپ شد.
در بيشتر سفيديها، يك نقطه سياه نفس ميكشد.
عدد یک را دست كم نگيريد، يك عمر ،يك زندگی.
روزي كه بخشيدن را ياد گرفت، زندگي كردن را آموخت.
كاش ماشين زندگي دندهعقب داشت!
یکی از نكته های مثبت «كاريكلماتور» سهراب گلهاشم، استفاده از ضربالمثلهاي قديمي مانند «به كوچه علي چپ زدن» است.
در آثار او عمقي وجود دارد كه در نهايت سادگي و خودماني بودن، خواننده را به خود جذب ميكند و انديشه را به جريان مياندازد. بايد در نظر داشته باشيم كه اينگونه ادبي در نهايت كوتاهي، ميتواند به
انديشه آدمي، بُعد و بهنيروي تخيل، وسعت بخشد تا جايي كه مخاطب تا بينهايت پرواز كند.
سهراب گل هاشم از سال 1355 نوشتههايش را در نشريههاي مختلف چاپ كرده است و در كتاب جديدش گزيدههاي سالهاي گذشته را منتشر كرده است.«كاريكلماتور» در نهايت ايجاز، دنيايي حرف و
حديث در مقابل مخاطباش ميگشايدو اما چند كاريكلماتور ديگر:
همه رو مار ميزند، مارو شهرك سازهاي كلاهبردار! عشقهاي آبكي، در تابستان زود تبخير ميشوند. فردا اولين روز از بقيه عمر شماست. بابت بدهياش، تصميم گرفت آيندهاش را پيشفروش كند. آنچه هستيد، شما را بهتر معرفي ميكند تا آنچه ميگوييد.
زندگي بدون عشق، مثل پيژامه بدون كش است. صندليهاي مذاكره براي صلح به غارت رفتند. آرايشگر مدعي شد كه از او سرشناستر كسي نيست. جواد كزلان طوسي
روزنامه شهر آرا شماره ۳۲۸ شنبه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۹
برای دیدن متن اصلی روزنامه روی لینک بالا کلید کرده و سپس در بخش فرهنگ جامعه روی نیستان هنر کلید کنید.
سه شنبه 22 تیر1389 :: 13:6 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
سهراب گل هاشم ، ۳۲ سال است که کاریکلماتور می نویسد و آثارش در نشریات چاپ می شود. اخیرا مجموعه کاریکلماتورها و جملات طنز " گاه گاهی زندگی شوخی نیست" توسط نشر افراز از او منتشر شده است .با هم چند کاریکلماتور را که برای "سلامت" نوشته است ، می خوانیم: ۱ـ در جدال اعداد ، این صفر ها هستند که بی طرف اند ! ۲ـ در زندگی بعضی ها هم نفس هستند و بعضی ها هم قفس . ۳ـ قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد. ۴ـ آنهایی که زبان شان دراز است ، شخصیتی کوتاه دارند . ۵ـ گاهی نگاه ام در خیابان چشمان اش راهپیمایی می کند . ۶ـ بیهوده متاز ، مقصد همه خاک است . ۷ـ بعضی ها اهل دل اند و بعضی ها تندیسی از خاک و گل . ۸ـ سر شناس تر از آرایشگرها کسی را نمی شناسم . ۹ـ همیشه درست می گویم اما نمی دانم چرا حق با دیگران است ! ۱۰ـ باتری خورشید شب ها زیر شارژر ماه است . ۱۱ـ بچه های فقیر ، فقط در زنگ انشاء به کنار دریا می روند . ۱۲ـ هر داغی ، سرد می شود اما هیچ پخته ای خام نخواهد شد . هفته نامه سلامت شنبه ۱۹ تیر ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۷۷ دوشنبه 21 تیر1389 :: 12:51 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
سهراب گلهاشم جلد سوم كاريكلماتورهايش را منتشر ميكند
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) - تهران سهراب گلهاشم اين روزها در حال تدوين جلد سوم كاريكلماتورهايش است. به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كتاب مانند دو جلد اول آن كه با نام «گاهگاهي زندگي شوخي نيست» منتشر شدهاند، مجموعهاي از كاريكلماتورهايي است كه گلهاشم در مجلهها و روزنامههاي مختلف منتشر كرده است. او ابراز اميدواري ميكند كه جملات اين كتاب به بيش از 2200 جمله برسد؛ جملاتي كه هم در ذهن مخاطب بنشيند و هم او را پس از تبسمي كوتاه، به تفكر وادارد. اين نويسنده ميگويد: كاريكلماتور در اصل، كاريكاتور كلمات است كه به ذهن مخاطب شليك ميشود، شوكي در او ايجاد ميكند و او را وادار به تفكر ميكند؛ چنانچه پس از يك بار خواندن، دوباره آن جمله را ميخواند. به گفتهي گلهاشم، اكنون وضعيت كاريكلماتور در كشور خوب است و افرادي در سراسر ايران در اين زمينه كار ميكنند. او كاريكلماتوري را خوب ارزيابي ميكند كه پيامي براي مخاطب داشته باشد. سهراب گلهاشم متولد ارديبهشتماه سال 1336 است. براي اولينبار در تابستان سال 1355، نوشتههاي او در يکي از روزنامههاي چاپ مشهد منتشر شد و از آن تاريخ تاکنون با بسياري از نشريات کشور با امضاي: هواي تازه، حبابي روي آب، پارازيت و سهراب همکاري دارد. پيشتر، كتابهاي «گاهگاهي زندگي شوخي نيست» و «چند قدم به حرف حساب» از اين نويسنده از سوي نشر افراز منتشر شده است. http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1569366&Lang=P یکشنبه 20 تیر1389 :: 16:22 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
كاريكلماتور ـ بزرگترین آرزويم فقرزدايي از شادي است! لحظاتي از گفتگو با سهراب گلهاشم كاريكلماتوريست مشهدي بهتازگي كتابي در حوزه طنز انتشار يافته كه نويسنده آن، طنزپردازي مشهدي است. جلد دوم «گاهگاهي زندگي شوخي نيست» كه جلد نخست آن در سال 86 انتشار يافته بود، دربرگيرنده مجموعه كاريكلماتورها و جملات طنزي است از سهراب گلهاشم.اين طنزپرداز در سال 1336 در مشهد به دنيا آمده و كار ادبي خود را نيز در سن نوزدهسالگي و با انتشار كاريكلماتورهاي خود در روزنامههاي زادگاهش –خراسان و آفتاب شرق- آغاز كرده است. وي كه در ميان شاخههاي طنز، كاريكلماتور را ترجيح ميدهد تاكنون از طريق تارنگار شخصي و نشريات گوناگون محلي و كشوري، آثار خود را به مخاطبان ارائه داده است.
گلهاشم تحصيلات خود را در رشته زبان و ادبيات فرانسه در دانشگاه سوربن 2 پاريس نيمهكاره رها كرده، اما بعدها مدرك كارشناسي خود را در مشهد دريافت كرده است. آقاي گلهاشم، در آغاز اين گفتگو بفرماييد چه شد كه به كاريكلماتور گرايش پيدا كرديد؟ من از همان دوران جواني عاشق طنز بودم. نخستين آشنايي من با كاريكلماتور- كه با وجود همخانواده بودن با طنز، در اصل گونهاي ادبي است- با خواندن آثار مرحوم پرويز شاپور شكل گرفت. بعد كه براي ادامه تحصيل به فرانسه رفتم، با نوشتههاي طنز ژيلبرت سيبرون كه خود آقاي شاپور هم بيشتر از او الهام ميگرفت، آشنا شدم. به هر حال عاشق جملات طنز بودم و جملات قصار را بسيار دوست داشتم، بنابراين كمكم خودم شروع به نوشتن كردم تا به بزرگترين آرزويم كه فقرزدايي از شادي است، از اين طريق برسم. سهلالوصول بودن اينگونه، تاثيري در روي آوردن شما به آن نداشت؟ خير، من علاقه زيادي به مطالعه داشتم و اين در شرايطي بود كه اوضاع و احوال رو به تغيير و جامعه در حال گذار از دوران سنت به صنعتي شدن بود. كمكم اينترنت وارد زندگي مردم شد و كوتاهنويسي در ميان جوانان بسيار مورد توجه واقع گرديد. اين تغييرات ممكن است شامل حال من هم شده باشد ولي چيزي كه هست، من از قديم به كوتاهنويسي علاقه داشتم؛ همين! چقدر در نوشتههاي خود تحتتاثير ديگران بودهايد؟ من آن اوايل خيلي زياد تحتتاثير كارهاي شاپور قرار داشتم ولي ديگر سالهاست كه روش و سبك خود را عوض كردهام. كارهاي اين استاد عزيز و بزرگوار، به اعتقاد من تنها مخاطب را وادار به تبسم و سپس تعجب ميكرد اما پيامي نداشت. من سعي دارم كارهايي داشته باشم كه ابتدا داراي پيام باشد و بعد بتوانم با آنها مخاطبم را همراه با تبسم به تفكر وادار كنم؛ به اين نحو كه خواننده پس از خواندن هر جمله دوباره آن را بخواند، آن چنانكه ارتباط خيلي خوبي برقرارند و او بتواند وارد لايههاي زيرين جمله شود. اين باعث ميشود خواننده معنا و مفهوم اصلي جمله را با ايهام و تضادهاي موجود در جمله –شوكهايي كه به ناهنجاريهاي اجتماعي، اقتصادي و... شليك ميشود و مخاطب را وادار به انديشيدن ميكند- دريابد. پرويز شاپور در جملهاي ميگويد: «نور چراغ قوه را كج كردم». اين جمله زيباست ولي پيامي به مخاطب نميدهد، اما توجه من به پيام در بيشتر كارهايم باعث تمايز آن از آثار ديگر كاريكلماتوريستهاي بزرگ تهران، شيراز يا اصفهان شده است. با اين حساب باور چنداني به سازه «تعجب» در كاريكلماتور نداريد؟ ديگر اعتقادي به اين اتفاق ندارم؛ چراكه به درد جامعه امروزي ما نميخورد و جامعه نيز آن را نميپسندد. جامعه امروزي ما دوست دارد طنزنويس يا كاريكلماتوريست با قلم خود معمولا به ناهنجاريها شليك كند، شوخي با هنجارها ديگر چندان پسنديده نيست. در مجموع كاريكلماتور، چه جايگاهي در ادبيات دارد؟ اين اصطلاح هيچ معنايي از نظر لغوي ندارد؛ حتي موقعي كه شاملو، شاعر بزرگ، اين تعبير نيمهلاتين، نيمهفارسي را ساخت، خودش گفت كه ما چيزي را درست كرديم و به هر حال پا گرفت و جا افتاد ولي هيچ معنا و مفهومي نداشت! بعدها كساني چون مرحوم عمران صلاحي و مرحوم صابري فومني آمدند و كاريكلماتور را، كاريكاتور كلمات خواندند ولي در فرهنگ امروز خودمان با تعبيرهاي ديگري نيز از آن ياد ميشود؛ به عنوان مثال در تلهتكست كه گاهي نوشتههاي من مورد استفاده قرار ميگيرد، عنوانهايي چون شوخي با كلمات، بازي با كلمات يا طنز كلمات به آن اطلاق ميشود. اما از نظر جايگاه كاريكلماتور بايد گفت كه در ادبيات ايران اين گونه ادبي بهسرعت در حال رشد و باز كردن جاي خود است و در يكي دو سال اخير رشد چشمگيري داشته و مورد توجه قشر عظيمي از جامعه قرار گرفته است. مخاطبان كارهاي من كه بيشتر از طريق فضاي مجازي با آنها در ارتباطم، بين 15 تا 70سالهها هستند. من فكر ميكنم كاريكلماتور در ميان جوانان و بهويژه قشر تحصيلكرده، روشنفكر و دانشجويان ما، جاي خود را تا حد زيادي باز كرده است و علاقهمندان زيادي دارد و اميد زيادي دارم كه اين روند همچنان ادامه داشته باشد. آيا در سطح دنيا نيز اينگونه ادبي موردتوجه است؟ با اين معنا و مفهومي كه مورد تلقي ماست در دنيا رايج نيست. براي نمونه ميتوان به جملات افرادي چون برناردشاو يا چرچيل يا بسياري از بزرگان اروپا و آمريكا اشاره داشت كه هرچند با جملات قصار و كاريكلماتورهاي ما متفاوت است اما طنز و معنا و مفهوم و جايگاه خاص آن در ميان مخاطبانش شباهت زيادي به آثار ما دارد. با توجه به تاثير كسي چون ژيلبرت سيبرون بر شادروان پرويز شاپور، پدركاريكلماتور ايران، ميتوان اينگونه ادبي را در كشور ما متاثر از غرب دانست؟ اينگونه، نهتنها متاثر از غرب نيست كه حتي درست نيست مرحوم شاپور را مبتكر و مخترع اين جملات بدانيم؛ چراكه ما در فرهنگ و ادب گذشتگان خود چنين چيزي داشتهايم. مانند ضربالمثل «موش توي سوراخ نميرفت، جارو به دمش ميبست» يا نوشتههاي عبيدزاكاني كه در ميان آثار خود، جملاتي از اين دست، بسيار داشته است. در نگاه شما، ملاك تشخيص ضعف و قوت يا عمق يك كاريكلماتور چيست؟ اين بستگي به نوع سليقه مخاطب دارد. ممكن است او جملهاي را دوست داشته باشد كه حالت عشقولانهاي!!! مانند اين جمله: «نيامدي، نگاهم دست خالي برگشت» دارد كه پيامي به مخاطب نميدهد ولي اين نوع مخاطب، عاشق اين نوع جملات است و ممكن است ديگر جملات را ضعيف بداند، بنابراين نميتوان كاريكلماتور را با معيار ضعف و قوت تفكيك كرد؛ بلكه فقط ميشود دستهبندياي با ملاك اندازه دوستداشتهشدن آن در ميان مخاطبان داشت. البته از نظر چينش واژگان و بهوجود آمدن جمله و ضعفها و قوتهاي آن نيز ميتوان وارد بحث شد و درباره آن داوري كرد. بالاخره براي ارزيابي كيفي يك كاريكلماتور، بايد ملاكي وجود داشته باشد؟ ببينيد؛ مهم سوژهها هستند كه در كاريكلماتور به آن «كشفيات» ميگويند. ممكن است يك كاريكلماتوريست شهربازي را به عنوان سوژه خود انتخاب كند، مثلا من مينويسم: «ماشين لباسشويي، شهربازي البسه است» يا «براي تاب دادن سبيلش به شهربازي رفت» يا آقاي گلكار در اصفهان و آقاي فرجاللهي در تهران ممكن است هر كدام درباره شهربازي جملهاي بنويسند. در اين ميان من به زيبانويسي اعتقاد دارم به اين معنا كه كار كسي را بهتر ميدانم كه جمله قشنگتري بنويسد. مهم نيست سوژه مال چه كسي باشد؛ حتي برخي كاريكلماتوريستها جملات شاپور را برگردانده و با بازي و جابهجايي كلمات، جمله ديگري ساختهاند. آيا اين حكم، با پياممحور بودن كه از آن ياد كرديد، در تناقض نيست؟ به هيچوجه. پياممحوري در دل اين زيبانويسي وجود دارد؛ بايد زيبا بنويسيم ولي به شكلي كه جمله پيام داشته باشد و زيبا بنويسيم ولي با تبسم، مخاطب را وادار به انديشيدن كنيم. در پايان، وضعيت كاريكلماتور را در مشهد چگونه ارزيابي ميكنيد؟ خيلي از جوانان علاقهمند با من تماس ميگيرند و كار تعدادي از دوستان را هم در برخي نشريات گوناگون ميبينم. اين كارها نقاط ضعف و قوت خود را دارد، چنانكه بعضي خيلي زيباست و بعضي ديگر خيلي پيشپا افتاده. متاسفانه آنطور كه من ميبينم، در مشهد كار كاريكلماتوريستها، شوخي با هنجارها و بسياري از آنها، بدون پيام است. چنانكه گفتم شايد برخي مخاطبان اين را بپسندند، اما من با توجه به روش و سبك كارم، نميپسندم. وحید حسینی
روزنامه شهر آرا به تاریخ ۲۰/۴/۸۹ صفحه ۱۲
http://www.shahraranews.com/1389,4,20.html برای دیدن متن اصلی روزنامه روی لینک بالا کلید کرده و سپس در بخش فرهنگ جامعه روی نیستان هنر کلید کنید. شنبه 19 تیر1389 :: 15:34 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
شنبه 12 تیر1389 :: 15:5 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ خروس فقیر با گالینابلانکا ازدواج کرد. ۲ـ قرص ماه مسکن عشاق است. ۳ـ بعضی از آدمها کودکانی هستند که فقط جسمشان رشد می کند. ۴ـ من با رویا زندگی میکنم و رویا با دیگری . ۵ـ گاهی پرنده خیالم ،پروازهای برون مرزی دارد. ۶ـ بعضی ها قانون را خم می کنند و بعضی ها می شکنند. ۷ـ آسمان زیباست ، اما نباید بیش از حد سر به هوا بود. ۸ـ برای فرار از ترافیک زندگی وارد کوچه علی چپ شد. ۹ـ بعضی ها به خدا پناه می برند و بعضی ها پشت نامش پنهان می شوند. ۱۰ـ وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت. ۱۱ـ اکثرا اینترنت به فیلترنت تبدیل می شود. ۱۲ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است. ۱۳ـ زنبور عسل نیش تلخی دارد. ۱۴ـ گاهی اوقات افکارم لابلای نوشته ها گم می شود. ۱۵ـ گاهی اوقات افکارم با سکوت زندانی می شود. ۱۶ـ بعضی ها راه راست را به سوی خود کج می کنند. ۱۷ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است. ۱۸ـ وقتی از دودلی خسته شد ، یکی از آنها را اهدا کرد. ۱۹ـ وقتی نیامدی ، نگاهم دست خالی برگشت. ۲۰ـ چون "دیوانه وار" دوستم داشت از او وحشت کرده و گریختم. ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۴۷ خرداد ۸۹ چهارشنبه 19 خرداد1389 :: 19:9 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز
جلد دوم کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست با مقدمه استاد محمد رضا عالی پیام (هالو ) دوستان مشهدی برای تهیه کتاب می توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند کتابفروشی امام واقع در اول کوی دکترا (ابن سینا) دوستان شهرستانی برای تهیه کتاب می توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند http://baqaali-halloo.blogfa.com/ بقالی آقای هالو شاد و پاینده باشید سه شنبه 14 اردیبهشت1389 :: 17:12 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
نمایشگاه کتاب تهران ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت ماه ۸۹ راهرو ۶ غرفه شماره ۱۰ نشر افراز کتاب چند قدم به حرف حساب مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز جلد دوم کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست با مقدمه استاد محمد رضا عالی پیام (هالو ) یکشنبه 22 فروردین1389 :: 13:23 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ خروس فقیر با گالینا بلانکا ازدواج کرد. ۲ـ قرص ماه مسکن عشاق است. ۳ـ بعضی از آدمها کودکانی هستند که فقط جسمشان رشد می کند. ۴ـ من با رویا زندگی می کنم و رویا با دیگری. ۵ـ گاهی پرنده خیالم ، پروازهای برون مرزی دارد. ۶ـ بعضی ها قانون را خم میکنند و بعضی ها میشکنند. ۷ـ آسمان زیباست ، اما نباید بیش از حد سر به هوا بود. ۸ـ برای فرار از ترافیک زندگی وارد کوچه علی چپ شد. ۹ـ بعضی ها به خدا پناه می برند و بعضی ها پشت نامش پنهان می شوند. ۱۰ـ خر و پف یعنی پر حرفی کردن در خواب. ۱۱ـ وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت. ۱۲ـ اکثرا اینترنت به فیلترنت تبدیل می شود. ۱۳ـ سازمان القاعده به سازمان ال یائسه تغیر نام داد. ۱۴ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است. ۱۵ـ زنبور عسل ، نیش تلخی دارد. ۱۶ـ گاهی اوقات افکارم لابلای نوشته ها گم می شود. ۱۷ـ گاهی اوقات افکارم با سکوت زندانی می شود. ۱۸ـ بعضی ها راه راست را به سوی خود کج میکنند ۱۹ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است. ۲۰ـ وقتی از دو دلی خسته شد ، یکی از آنها را اهدا کرد. ۲۱ـ با آنکه چینی بلد نبود ولی دست از سخن چینی بر نداشت. ۲۲ـ وقتی نیامدی ، نگاهم دست خالی برگشت. ۲۳ـ چون " دیوانه وار " دوستم داشت از او وحشت کرده و گریختم. ماهنامه فرهنگی اجتماعی مکتوب شمار۳۰ اسفند ۸۸ یکشنبه 15 فروردین1389 :: 13:24 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ بعضی ها خنده رو لبشونه ولی دلشون هیروشیماست. ۲ـ چون آسمان شهر آلوده بود ، روحش پس از مرگ به آسمان نرفت. ۳ـ فریاد را همه می شنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است. ۴ـ گاهی به اسم دموکراسی ، آزادی را تنبیه می کنند. ۵ـ گاهی قلم در حال نوشتن وقایع بر روی کاغذ می گرید. ۶ـ بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند. ۷ـ با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد. ۸ـ گاهی کلمات از ترس سانسور پشت چند نقطه پنهان می شوند. ۹ـ وقتی یکی به نعل می زنید و یکی به میخ ، مواظب شستتان باشید. ۱۰ـ گاهی چشمانم در خیابان نگاهش راهپیمایی می کند. ۱۱ـ کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است. ۱۲ـ برای رسیدن به داد مجبور شد بیداد کند. ۱۳ـ گاهی کلمات خوشگذران از میان نوشته هایم فرار می کنند. نشریه خبری آموزشی و تحلیلی صنعت وکارآفرینی شماره ۴۵ اسفند ۸۸ دوشنبه 2 فروردین1389 :: 13:31 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
۱ـ لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است.
۲ـ بعضی ها در خیابان محاکمه می شوند و بعضی ها در دادگاه. ۳ـ آدم ربا خوار ، فقط دندان طمعش را مسواک می کند. ۴ـ تمام نگاه ها با یک زبان با هم حرف می زنند. ۵ـ گاهی اوقات به نحو ناهنجاری به هنجارها می رسیم. ۶ـ شاید جاذبه مرد قدرت اوست و قدرت زن جاذبه او . ۷ـ زبان سبز سر سبز می دهد بر باد. ۸ـ از نظر میوه ها تمام انسان ها چاقو کش هستند . ۹ـ فریادم را بر روی دیوار سکوت کشیدم. ۱۰ـ نگاه سردش ، تنم را لرزاند. ۱۱ـ شاید فرزند کمتر ، همسر بیشتر! ۱۲ـ نقاش به جرم کشیدن چاقو بازداشت شد. ۱۳ـ گوش های سنگین ،فریاد ها را نجوا می شنود. ۱۴ـ برای آنکه از آزادی سوءاستفاده نشود ، درب آنرا مهر و موم کردند. ۱۵ـ نیمی از زندگی ام را به عزرائیل رشوه دادم تا نیمه جان زندگی کنم. ۱۶ـ بعضی ها با قلب های گنجشکی شان ، فریادهایی چون شیر سر می دهند. ۱۷ـ بعضی ها برای پناه بردن به درگاه خدا ، نیاز به ویزا دارند. ۱۸ـ فریادهایم را در سکوت بایگانی کردم. ۱۹ـ در مجلس ترحیم شادی ، غم لبخند می زند. ۲۰ـ بعضی از گروه های وابسته "پوتین" دارند ، ما که دمپائی ابری هم نداریم. ۲۱ـ در ورزش معمولا از ارزش خبری نیست. ۲۲ـ بعضی ها با چشمان باز می بینند و بعضی ها بی چشم رو هستند. ۲۳ـ بعضی ها چشمان زیبا دارند و بعضی ها نگاه زیبا. ۲۴ـ بزرگترین دارایی افراد فقیر ، امید است. ۲۵ـ اغلب دندانپزشکان دهان بین هستند. ۲۶ـ بیشتر از فضانوردان ، معتادان هستند که از فضا رفتن لذت می برند. ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد اسفند۸۸ و فروردین ۸۹شماره ۴۱
شنبه 22 اسفند1388 :: 17:45 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است. ۲ـ آدم رباخوار ، فقط دندان طمعش را مسواک می زند. ۳ـ تمام نگاه ها با یک زبان با هم حرف می زنند . ۴ـ گاهی اوقات به نحو ناهنجاری به هنجارها می رسیم. ۵ـ شاید جاذبه مرد قدرت اوست و قدرت زن جاذبه او . ۶ـ از نظر میوه ها تمام انسانها چاقوکش هستند. ۷ـ نگاه سردش ، تنم را لرزاند. ۸ـ بعضی ها به هم می خورند و بعضی ها با هم. ۹ـ گوش های سنگین ، فریاد ها را نجوا می شنود. ۱۰ـ فریادهایم را در سکوت بایگانی کردم. ۱۱ـ بزرگترین دارایی افراد فقیر ، امید است. هفته نامه سلامت شماره ۲۶۲ شنبه ۲۲ اسفند ۸۸ چهارشنبه 28 بهمن1388 :: 14:26 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است . ۲ـ بعضی ها در خیابان محاکمه می شوند و بعضی ها در دادگاه . ۳ـ آدم رباخوار ، فقط دندان طمعش را مسواک می زند. ۴ـ تمام نگاه ها با یک زبان با هم حرف می زنند . ۵ـ گاهی اوقات به نحو ناهنجاری به هنجارها می رسیم . ۶ـ شاید جاذبه مرد قدرت اوست و قدرت زن جاذبه او . ۷ـ از نظر میوه ها تمام انسان ها چاقوکش هستند . ۸ـ فریادم را بر روی دیوار سکوت کشیدم . ۹ـ نگاه سردش ، تنم را لرزاند . ۱۰ـ گربه از ترس سگ ، خودش را به موش مردگی زد . ۱۱ـ تنها کله گنده ها هستند که کلاه سرشان نمی رود . ۱۲ـ بعضی ها به هم می خورند و بعضی ها با هم . ۱۳ـ شاید فرزند کمتر ، همسر بیشتر ! ماهنامه فرهنگی و اجتماعی مکتوب شماره ۲۷ و ۲۸ دی ماه ۸۸ سه شنبه 29 دی1388 :: 14:57 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ درسیاست بعضی ها گذرگاهند ، بعضی توقفگاه و بعضی ها هم جاده. ۲ـ بعضی ها به هم میخورند و بعضی ها با هم. ۳ـ دست زیاد است اما به صدا در نمیآد. ۴ـ وقتی غمگینم ، نگاهم کدر می شود. ۵ـ گل را چه عرض کنم ، اما بعضی ها پشت و رو ندارند. ۶ـ صمیمیت تو بیشتر از شماست ! ۷ـ بعضی ها محرم اسرارشون ،چراغ خواب است. ۸ـ مخرب ترین اسلحه زمان ، زبان است. ۹ـ سریال های آبکی مردم را در افکارشان غرق می کند. ۱۰ـ دوست همه ، دوست تو نیست! ۱۱ـ عیب چیزی است که معمولا در دیگران می بینیم. ۱۲ـ فیل ها به جراحی بینی ما آدمها می خندند. ۱۳ـ پسته خاموش ، هیچگاه خورده نمی شود مگر به زور ! ماهنامه صنعت و کار آفرینی ،شماره ۴۳ دی ماه ۸۸ سه شنبه 22 دی1388 :: 20:21 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
شوخی با کلمات
۱ـ دور از جون دانش ، زگهواره تا گور تراول بجوی. ۲ـ گورستان پر از آرزوهای در خاک رفته است! ۳ـ سایه ها ،در هوای ابری خستگی در می کنند. ۴ـ هیچ گاه نابینایان تصمیمات کورکورانه نمی گیرند. ۵ـ وقتی کاسه ی سرم داغ میشود، افکارم را فوت می کنم. ۶ـ گاهی قلم در مسیر نوشته هایم سرسره بازی می کند. ۷ـ در زمان خوشحالی سلول های تنم بشکن می زنند. ۸ـ اگر خودتان را به آن راه زدید، مواظب باشید گم نشوید. پیام نمای شبکه 3 شوخی با کلمات بیست و دوم دی ماه 88 شنبه 19 دی1388 :: 21:52 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
شوخي با كلمات
۱ـ اونهایی که شما را آدم حساب نمی کنند ، ریاضی بلد نیستند . ۲ـ در کوچه رویاها قرار داشتیم ،اما خیالش بد قولی کرد. ۳ـ برای گفتن دروغ های شاخدار ، فن بیان را آموخت . ۴ـ گلوله مهربان فقط اجسام بی جان را هدف قرار می دهد . ۵ـ اینها حرف بی حساب من است ، حرف حساب شما چیست . ۶ـ بعضی ها برده عواطف خویش هستند و بعضی برده سنت های خود. ۷ـ بی طرف ها از کدام طرف بی طرف هستند . ۸ـ خیابان یک طرفه و دو طرفه داریم ولی خیابان بی طرف خیر . ۹ـ برای آنکه آینده اش را خراب کنند حالش را گرفتند . ۱۰ـ بعضی ها درخور هستند و عده ای در بخور بخور . پيام نماي شبكه ۳ جام خنده شنبه ۱۹دي ماه ۸۸ چهارشنبه 16 دی1388 :: 15:38 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
شوخی با کلمات 1_ شاید زیباترین منحنی دنیا ، لبخند باشد. 2_ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد. 3_ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد. 4_ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم. 5_ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند. 6_ شب در کارنامه سیاه زندگیش ، بی نهایت ستاره دارد. 7_ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم. 8_ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند. 9_ آدم پرچانه سکوت را بیهوش میکند. پیام نمای شبکه 3 شوخی با کلمات پانزدهم دی ماه 88 پنجشنبه 10 دی1388 :: 10:57 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
خود گوی و خود خند ای هنرمند ، این است طنز هدفمند.
یکشنبه 29 آذر1388 :: 15:10 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
۱ـ در نبود قفس ، آزادی برای پرنده بی معناست. ۲ـ دور از جون دانش ، زگهواره تا گور تراول بجوی. ۳ـ گورستان پر است از آرزوهای در خاک رفته ! ۴ـ در هوای ابری ، سایه ام خستگی در میکند. ۵ـ فرصت بی خبری تمام شد ، خبر دار باشید ! ۶ـ جواب روشن کبریت ، آتش است. ۷ـ جادوی پاییز ، سبزها را زرد و نارنجی می کند. ۸ـ به علت باز شدن غنچه در ملاء عام ، بوته گل محاکمه شد. ۹ـ آزادی ، مشت ها را می بندد و چشم و گوش ها را باز می کند. ۱۰ـ نمی دانم در کدام لیستم ، اما از خودی ها نیستم. ۱۱ـ قبل از اینکه درازم کنند ، کوتاه آمدم. ۱۲ـ آنهایی که زبانشان دراز است ، شخصیتشان کوتاه است ! ۱۳ـ فصل انتخابات فصل خانه تکانی ذهن ها بود. ۱۴ـ هیچ گاه نابینایان تصمیمات کورکورانه نمی گیرند. ۱۵ـ پاک کن به جرم محو و نابودی کلمات محاکمه شد. ۱۶ـ در ایست و بازرسی قبل از تفتیش ، عقایدم را پنهان کردم. ۱۷ـ فریاد کشیدنی است ولی کمتر وزن می شود. ۱۸ـ بیشتر گفته هایم را با سکوت سانسور می کنم. ۱۹ـ زندان های خالی شهر پر است از آزادی. ۲۰ـ از نظر عوام ، آزادی یعنی میدان و قفس یعنی خانه امن ! ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۴۰ آذرماه ۸۸ پنجشنبه 19 آذر1388 :: 21:28 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور 1_ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند. 2_ همه چیز بر وفق مراد مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد. 3_ شاید زیباترین منحنی دنیا ، لبخند باشد. 4_ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد. 5_ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد می کنند. 6_ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد. 7_ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم. 8_ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود. 9_ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه. 10_ تا دهانتان را گل نگرفته اند گل بگویید. 11_ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند. 12_ شب در کارنامه سیاه زندگیش ، بی نهایت ستاره دارد. 13_ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل. 14_ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم. 15_ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست و گرنه حقیقت به همان تلخی هست که میدانید. 16_ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند. 17_ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد ، من ، دلم را از دست دادم. ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره 42 آبان 88 جمعه 13 آذر1388 :: 22:23 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور 1_ آرشیوسکوت پر است از فریادهای منزوی ! 2_ ظاهرسازها با هر سازی می رقصند. 3_ آدم پرچانه سکوت را بیهوش میکند. 4_ زندان های خالی شهر پراست از آزادی. 5_ در عکس دو نفره ما جای تو همیشه خالیست. 6_ حرف های خام به مغزم صدمه می زند. 7_ اگر دیوار نبود از دست این آزادی به کجا پناه می بردم! 8_ گل مژه اش عطر دل انگیزی دارد. 9_ از نظر عوام ، آزادی یعنی میدان و قفس یعنی خانه امن. 10_ گاهی اتحاد یک نوع ظاهرسازی برای پنهان کردن دشمنی است. 11_ فرسودگی ، راه را برای فرو ریختن هموار می کند. 12_ درختان منفور به خانواده جنگل خیانت کرده و دسته تبر شدند. ماهنامه اینترنتی کافه طنز آذر 88درباره وبلاگ ![]() روزگارم بد نیست ، آسمان زندگیام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست. عاشق طنزم و بزرگترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست. در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود. کاریکلماتور ، مخاطبهای آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر میکند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خندهدار بهنظر میرسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار ميشود. کاریکلماتور ، زبان گویايی است که شوخی میکند، میخنداند و به طعنه سخن میگوید، به ناهنجاریها و بدیها شلیک میکند و گاهی ناملایمات و سختیهای زندگی را با طنز تلخ بیان میکند. دردهای اجتماعی را خوب میشناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراقآمیز با نیشخندی کنایهدار مورد توجه قرار میدهد و این براستی یکی از جلوههای زیبای ادب و هنر معاصر است برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه هاي چاپ مشهد منتشر شد و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید. این وبلاگ، مجموعه ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پسکوچههاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم. آرشيو وبلاگ پيوندها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||