X
تبلیغات
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم

کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 :: 15:27 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
رژیم‌گرفتن کیف پول فقرا!

با یک ریال‌، دو ریال نمی‌توان سریال ساخت.

بعضی‌ها زندگی می‌کنند و بعضی‌ها وقت زندگی را می‌گیرند.

آن‌هایی که بلند فکر می‌کنند، هیچ وقت کوتاه نمی‌آیند.

حرف‌های خام‌ به مغزم صدمه می‌زند.

بعضی از نگاه‌ها صدای قشنگی دارند.

گاهی چشمانم در خیابانِ چشمانش راه‌پیمایی می‌کند.

وقتی یکی به نعل می‌زنید و یکی به میخ‌، مواظب شستتان باشید.

آن‌هایی که مردم را سیاه می‌کنند‌، پیش خدا روسیاهند.

خیلی از موش‌ها‌ به گربه‌ها‌، محل سگ هم نمی‌گذارند.

بعضی‌ها خیاط نیستند‌، اما خوب وصله‌هایی به آدم می‌چسبانند.

اگر دلتان «قرص» است، از «دردسر» نترسید.

در ضیافت خیال‌، اولین میهمان رؤیا بود.

زیباترین و بهترین ساعت دنیا‌، ساعتی بود که دیدمت.

همه انسان‌ها شاعرند‌، چرا‌که روزی غزل خداحافظی را می‌خوانند.

به علت خالی‌بودن جیب مردم‌، جیب‌بُرها متحصن شدند.

نوازنده‌ها برای همه می‌زنند، اما پشت سر کسی خیر!

سعدی کجایی؟ بنی‌آدم ابزار یکدیگرند.

از نظر هندوانه تمام انسان‌ها چاقوکش هستند.

ای کاش تیر نگاه یار، مشقی بود.

از ماجرای عشقمان، موهایم روسفید بیرون آمدند.

کیف پول فقرا همیشه درحال رژیم‌گرفتن است.

برای «درمان» فقر‌، دیگر « قرص» نان تجویز نمی‌شود.

همه مردم گل را دوست دارند‌، به جز دروازه‌بان‌ها.

وقتی از دودلی خسته شد، یکی از آن‌ها را اهدا کرد.

بعضی‌ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می‌روند.

سهراب گل هاشم

روزنامه شهرآرا پنجشنبه 4 اردیبهشت ماه 93 شماره 1395(ص11طنزیم)



پنجشنبه 28 فروردین1393 :: 2:30 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
تندتر زدن نبض کیف پول در پایان ماه!

با آنکه چینی بلد نبود؛ اما دست از سخن‌چینی بر نداشت.

وقتی نیامدی، نگاهم دست خالی برگشت.

شاید نتوانستن، همان نخواستن باشد.

مقداری تنهایی خرید تا با آن شلوغی‌های افکارش را ترمیم کند.

چون در فضای باز درس می‌خواند، به او می‌گفتند بی‌کلاس.

در میلیون‌ها سلول تنم، فقط یک زندانی وجود دارد.

برای اینکه صدای شکستن دلش شنیده نشود با صدای بلند می‌خندد.

آن‌قدر تنهایی را دوست داشت که از سایه خودش هم بیزار بود.

برای اینکه عشقش را از قلبش پاک کند، قلبش را فرمت کرد.

خورشید عشق هم نتوانست قلب یخی او را گرم کند.

آهنگ رشد فقر غمگین نواخته می‌شود.

دهانم پُر از حرف است، اما با دهان پُر نباید سخن گفت.

گرمی کلامش، یخ‌های ناامیدی را آب کرد.

وقتی تاریخ مصرف عشق به پایان رسید، زندگی‌اش مسموم شد.

تا وقتی عوام باشند عوام فریب هم خواهد بود.

نبض کیف پولم در پایان ماه تندتر می‌زند.

معلوم نیست بی‌طرف‌ها از کدام طرف بی‌طرف هستند.

بعضی‌ها توی دلتان را خالی می‌کنند و بعضی‌ها زیر پایتان را.

اگر می‌خواهید آچارفرانسه باشید باید بدانید کدام پیچ‌ها شل هستند.

بعضی‌ها فکرشان به جایی نمی‌رسد و بعضی‌ها خودشان.

سهراب گل هاشم

روزنامه شهرآرا طنزیم ( ص11)پنج شنبه 28 /1 / 92



جمعه 15 فروردین1393 :: 11:36 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
«چون پیام شما توهین آمیز است لذا قابل درج نمی باشد.»          
         

بیش از شش ماه است که سایت باشگاه خبرنگاران مزین به آرم صدا و سیما کاریکلماتورهای من را

بدون اجازه و بدون ذکر نام در مجله شبانه خود درج میکند.

جملاتی که ده ها بار در نشریات مختلف کشور به چاپ رسیده است.

چندین بار من و دوستانم و همچنین مخاطبین کاریکلماتور با ایمیل و پیام به آنها تذکر دادیم ولی

نتیجه ای نداشت گویا این سایت رسانه ملی نیست سایت رسانه میلی است و همچنان بدون توجه

به کار خود ادامه دادند.

در دی ماه 92 که تهران بودم با مدیر خبرگزاری آقای ابرهیم زادگان تماس گرفتم ولی ریس دفتر

ایشان به دلایل مختلفی چون تشریف ندارند جلسه دارند والان در همایش هستند مانع از تماس و

دیدار من شد.

با یکی از وکلای بسیار محترم و خوب تهران دیداری داشتم و ایشان پس از بررسی موضوع

فرمودند که اگر شکایت کنی مطمعنا شما برنده هستی , چرا که من تمام لینک های مربوط به

مطالبم را قبلا در وبسایتم جمع آوری نمودم.

در کش و قوس موضوع بودم که یکی از دوستان خوبم بنا به دلایلی (؟؟؟) من را از شکایت منع کرد

و من به مشهد مراجعت نمودم.

در اسفند ماه 92 چند بار دیگر به مسولان خبرگزاری با ایمیل تذکرم را یادآور شدم که در آخرین بار

با کمال پُررویی در ایمیلی پاسخ دادند : چون پیام شما توهین آمیز است لذا قابل درج نمی باشد.

اما در سال جدید امیدوارم از این توهم که خود را صاحب اختیار همه چیز می دانند بدر آمده و راه

درست را پیشه نمایند.

بله اگر زیاد از حد خاکی باشی آخرش آسفالتت میکنند.



دوشنبه 26 اسفند1392 :: 23:13 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

 * سايه ها ،در هوای ابری خستگی در می کنند.

* وقتی کاسه سرم داغ می شود، افکارم را فوت ميکنم.

* اگر خودتان را به آن راه زديد، مواظب باشيد گم نشويد.

* اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند، رياضی بلد نيستند.

* در کوچه روياها قرار داشتيم، اما خيالش بد قولی کرد.

* برای آن‌که آينده اش را خراب کنند حالش را گرفتند.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران دوشنبه 26 اسفند ماه 92



دوشنبه 26 اسفند1392 :: 1:43 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* اکثرا در قيد حيات هستيم و در بند زندگي.

* از گرسنگي مجبور شد حرص بخورد.

* آدم بي قرار هيچ وقت با کسي قرار ندارد.

* خروس از مرغ نوک مدادي خوشش آمد.

* بعضي از راننده ها فقط زبان بوق را قبول دارند.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران یکشنبه 25 اسفندماه 92



یکشنبه 25 اسفند1392 :: 18:43 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* وقتی از دو دلی خسته شد، یکی از آن ها را اهدا کرد.

* با آن که چینی بلد نبود ولی دست از سخن چینی بر نداشت.

* زمستان سر خیلی ها را کلاه گذاشت.

* نوه ام از مینی «بوس» های من کلافه شده است.

* اکثرا در قید حیات هستیم و در بند زندگی.


سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران شنبه 24اسفندماه 92



شنبه 24 اسفند1392 :: 0:17 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند.

* با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.

* گاهی کلمات از ترس سانسور پشت چند نقطه پنهان می شوند.

* کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.

* برای رسیدن به داد مجبور شد بیداد کند.

* دلم برای آدم های گرسنه کباب است.


سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران جمعه 23 اسفند ماه 92



پنجشنبه 22 اسفند1392 :: 1:34 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

نژادپرستان، سیاه فکر می‎کنند.

معلمی شغلی باکلاس است.

اگر حرف مُفت را می‌خریدند، خیلی‌ها میلیاردر بودند.

آن‌قدر در خودم فرو رفتم که سر از قوزک پایم درآوردم.

هیچ‌کس گرسنه نیست، همه روزی چند وعده گول می‌خورند.

امید بخشیدن بی‌هدف به مردم مثل آب دادن به گل‌های کاغذی است.

برای آب خنک خوردن احتیاجی به زندان رفتن نیست، کافی است در یخچال را باز کنید.

وقتی کاسه سرم داغ می‌شود، افکارم را فوت می‌کنم.

بعضی‌ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می‌روند.

«کلیه» نوشته‌هایم سنگ‌ساز شده است.

آن‌هایی که پول ندارند، مجبورند حرف مُفت گوش کنند.

بعضی‌ها به پای هم پیر می‌شوند و بعضی‌ها به دست هم.

بعضی‌ها مشغول ساخت‌و‌ساز هستند و بعضی‌ها مشغول ساخت‌وپاخت.

فقط حرف‌های استاد ریاضی حرف حساب بود.

کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می‌کارد.

قبض آب را که دید، برق از سرش پرید.

توی بازار صداقت، گرانی بیداد می‌کند.

ظاهرسازها با هرسازی می‌رقصند.

سهراب گل هاشم

روزنامه شهر آرا پنج شنبه 22 اسفندماه 92 شماره1372  (ص11 طنزیم)



دوشنبه 19 اسفند1392 :: 22:9 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* کشاورز عصباني بادمجان را زير چشم مي کارد.

* اگر دلتان« قرص» است، از« دردسر» نترسيد.

* بعضي ها به آسمان نگاه مي کنند و بعضي ها به دست اين و آن.

* آن هايي که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.

* عده اي قانون را پياده مي کنند که خود سوار شوند.

* بعضي ها تا يک قدمي کار مي روند اما سرکار نمي روند.


سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران دوشنبه 19 اسفندماه 92



یکشنبه 18 اسفند1392 :: 22:21 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور
* وقتي هواي آزاد کم شد، براي پرنده ها هم نوبت پرواز گذاشتند.
* هميشه افکارم برخلاف وزش باد حرکت مي کند.
* در هواي ابري، ماه از آفتابي شدن مي ترسد.
* شايد اجداد چراغ چشمک زن، ستاره بودند.
* معمولا يک فنجان چاي را با کلمات شيرين مي خورم.
سهراب گل هاشم
مجله شبانه باشگاه خبرنگاران یکشنبه 18اسفندماه 92



شنبه 17 اسفند1392 :: 20:33 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* کاريکلماتور اشک را تهديد و لبخند را تمديد مي کند.

* براي حفاظت از افکارم، دور سرم باند پيچيدم.

* شايد طول عمر بيشتر از عرض آن اهميت دارد.

* بعضي ها خط لبشان نستعليق است.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران 17 اسفند ماه 92



پنجشنبه 15 اسفند1392 :: 0:40 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

از دودلی خسته شده بودم، یکی از آن‌ها را یدکی نگه داشتم.

چون ریاضی بلد نبود، دیگران را آدم حساب نمی‌کرد.

دریا برای صرفه‌جویی در آب، کمتر موج می‌فرستد.

روزگار غریبی است؛ یکی در آب‌پاش گلاب دارد و یکی در گلاب‌پاش آب هم ندارد.

فکرهایم تابعیت مغزم را از دست دادند.

گل‌مژه‌اش عطر دل‌انگیزی دارد.

فرسودگی، راه را برای فروریختن هموار می‌‌کند.

آرشیو سکوت پر است از فریادهای منزوی.

آدم پرچانه سکوت را بیهوش می‌کند.

درختان منفور به خانواده جنگل خیانت کردند و دسته تبر شدند.

حرف‌های خام به مغزم صدمه می‌زند.

در عکس دونفره ما جای تو همیشه خالی است.

کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد.

اعداد درشت، با صفرها رشد می‌کنند.

رشته سخن را به دست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت.

در محضر عشق، شش‌دانگ دلش را به نام معشوق سند زد.

بعضی‌ها به پای هم پیر می‌شوند و بعضی‌ها به دست هم.

بعضی‌ها رودست ندارند و بعضی‌ها زیردست.

کسی که در ساحل آرزوها گام بر‌می‌دارد، بالاخره در دریای رویا غرق می‌شود.

به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

بعضی‌ها حساب پس می‌دهند و بعضی‌ها حق حساب.

آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است.

بدون عینک تمام سازها را تار می‌بینم.

عجب زمانه‌ای شده! گذشت هم درگذشت.

بعضی‌ها با اینکه خیاط نیستند، خوب وصله‌هایی به آدم می‌چسبانند.

سهراب گل هاشم

روزنامه شهرآرا پنج شنبه 15 اسفندماه 92 شماره1366 (ص11 طنزیم)



سه شنبه 13 اسفند1392 :: 11:40 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

بی‌طرفی از کدام طرف بی‌طرف است؟
با آنکه چینی بلد نبود ولی دست از سخن‌چینی برنداشت.

وقتی نیامدی، نگاهم دست خالی برگشت.

شاید نتوانستن همان نخواستن باشد.

بعضی‌ها هرچه بالاتر می‌روند، کوچک‌تر می‌شوند.

مقداری تنهایی خرید تا با آن شلوغی‌های افکارش را ترمیم کند.

وقتی در رویاهایم غرق شدم، هیچ غریق‌نجاتی به کمکم نیامد.

چون در فضای باز درس می‌خواند، به او می‌گفتند بی‌کلاس.

برای اینکه صدای شکستن دلش شنیده نشود، با صدای بلند می‌خندد.

آن‌قدر تنهایی را دوست داشت که از سایه خودش هم بیزار بود.

برای اینکه عشق را از قلبش پاک کند، قلبش را فرمت کرد.

خورشید عشق هم نتوانست قلب یخی او را گرم کند.

خطوط دلت را زیاد اشغال نکن، شاید خوشبختی پشت خط باشد.

چشم مدادرنگی که به مدادتراش افتاد، رنگش پرید.

خروپف یعنی پرحرفی در خواب.

در میلیون‌ها سلول تنم، فقط یک زندانی وجود دارد.

همه‌چیز بر وفق مراد است و بعضی‌ها سوار بر خر مراد.

برای آب خنک خوردن نیازی به زندان رفتن نیست، کافی است در یخچال را باز کنید.

آهنگ رشد فقر غمگین نواخته می‌شود

کرم خاکی، موجود متواضعی است.

دهانم پُر از حرف است، اما با دهان پُر هم نباید سخن گفت.

ترک عادت‌های بد، انگیزه‌های خوب می‌خواهد.

گرمی کلامش، یخ‌های ناامیدی را آب کرد.

وقتی تاریخ‌مصرف عشق به اتمام رسید، زندگی‌اش مسموم شد.

تا وقتی عوام باشند، عوام‌فریب هم خواهد بود.

نبض کیف پولم در آخر ماه تندتر می‌زند.

معلوم نیست بی‌طرف‌ها از کدام طرف بی‌طرف هستند.

بعضی‌ها توی دلتان را خالی می‌کنند و بعضی‌ها زیر پایتان را.

اگر می‌خواهید آچارفرانسه باشید، باید بدانید کدام پیچ‌ها شل است.

سهراب گل‌هاشم

روزنامه شهرآرا سه شنبه 13 اسفندماه 92 شماره 1364( ص13)



یکشنبه 11 اسفند1392 :: 0:37 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* از دودلی خسته شده بودم، يکی از آن ها را يدکی نگه داشتم.

* چون رياضی بلد نبود، ديگران را آدم حساب نمی کرد.

* دريا برای صرفه جويی در آب، کمتر موج می فرستد.

* روزگار غريبی است، يکی در آبپاش گلاب دارد و يکی در گلابپاش آب هم ندارد.

* فکرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران شنبه 10اسفندماه 92



جمعه 9 اسفند1392 :: 15:54 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* گل مژه اش عطر دل انگيزی دارد.

* فرسودگی، راه را برای فرو ريختن هموار می کند.

* آرشيو سکوت پر است از فريادهای منزوی!

* آدم پرچانه سکوت را بيهوش می کند.

* درختان منفور به خانواده جنگل خيانت کردند و دسته تبر شدند.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران جمعه ۹ اسفند ماه ۹۲



پنجشنبه 8 اسفند1392 :: 18:0 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* حرف های خام به مغزم صدمه می زند.

* آرشيو سکوت پر است از فريادهای منزوی!

* آدم پرچانه سکوت را بيهوش می کند.

* در عکس دو نفره ما جای تو هميشه خالی است.

* اگر ديوار نبود از دست اين آزادی به کجا پناه می بردم!

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران پنج شنبه 8 اسفند ماه 92



پنجشنبه 8 اسفند1392 :: 0:15 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

خوبی‌کردن مهم‌تر از خوب‌بودن

آدم بی‌قرار هیچ‌وقت با کسی قرار ندارد.

زنبورعسل نیش تلخی دارد.

خروس از مرغ نُوک‌مدادی خوشش آمد.

بعضی از راننده‌ها فقط زبان بوق را قبول دارند.

هنگام بغض آسمان، گل‌های باغچه خوشحال می‌شوند.

برای شستن قالی اول به گل‌هایش آب داد.

خوبی‌کردن مهم‌تر از خوب‌بودن است.

دنیا پر از نبود تفاهم است‌، اما فریاد از سوءتفاهم!

همیشه باران عابران را بوسه‌باران می‌کند.

بعضی‌ها با هم و بعضی‌ها به هم می‌اندیشند.

با اینکه فارسی بلدیم‌، ولی اغلب اوقات حرف همدیگر را نمی‌فهمیم.

همه‌چیز از آنجا شروع شد که متولد شدم.

بعضی‌ها برای به جایی رسیدن و بعضی‌ها بعد از به جایی رسیدن، همه‌چیز را زیر پا می‌گذارند.

درختی که از زندگی سیر شده بود‌، برای هیزم‌شکن کارت دعوت فرستاد.

خیلی از آدم‌ها کودکانی هستند که فقط جسمشان رشد می‌کند.

آرشیو سکوت پُر است از فریادهای منزوی.

بعضی‌ها با هم می‌خورند و بعضی‌ها به هم.

حر‌ف‌های خام به مغزم صدمه می‌زند.

شاید حکیم نظامی، پزشک ارتش بوده است.

چون وقتمان خیلی کم بود، همه‌چیز بین ما زود تمام شد.

بعضی‎ها خیاط نیستند اما خوب وصله‎هایی به آدم می‎چسبانند.

سهراب گل هاشم

روزنامه شهر آرا پنج شنبه 8 اسفندماه 92 (صفحه 11 طنزیم)



چهارشنبه 7 اسفند1392 :: 12:14 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد.

* اعداد درشت، با صفرها رشد می کنند.

* رشته سخن را به دست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت.

* در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد.

* بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران چهارشنبه 7 اسفندماه 92



سه شنبه 6 اسفند1392 :: 13:29 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* بگذارید حق تان را بخورند، مرگ حق است.

* بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست.

* کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!

* به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

* بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب.

* آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است.


سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران سه شنبه 6اسفند ماه 92



دوشنبه 5 اسفند1392 :: 16:23 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* بدون عينک تمام سازها را تار می بينم.

* عجب زمانه ای شده! گذشت هم درگذشت.

* بعضی ها با اين که خیاط نيستند، اما خوب وصله هايی به آدم می چسبانند!

* توی بازار صداقت، گرانی بيداد می کند.

* ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.

سهراب گل هاشم

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران دوشنبه 5 اسفند92



درباره وبلاگ

متولد پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1336 هستم
روزگارم بد نیست ، آسمان زندگی‌ام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست.
عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست.
در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
کاریکلماتور ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است
برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه‌ هاي چاپ مشهد منتشر شد
و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات برگزیده طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید و دومین جلد به نام چند قدم به حرف حساب در بهار 89 در نمایشگاه کتاب تهران رو نمایی شد.
این وبلاگ، مجموعه‌ ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پس‌کوچه‌هاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم.