تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
شنبه 6 شهریور1389 :: 2:14 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
                                             

                                                   پزشکان طنّاز

گاهی اوقات فکر می کنم که پزشکان خصوصا دکترهای متخصص و قدیمی در حوزه طنز سرآمد همه هستند و حرف اول را می زنند ، طوری با بیمار و همراهانش شوخی می کنند و به آنها روحیه و اعتماد به نفس می دهند که شاید این مهم از عهده بهترین طنز پردازها هم خارج باشد ، به نظر این طنز پردازی یکی از واحدهای درسی و تخصصی شان باشد که باید آن را ضمن تحصیل ، پاس کنند.                                             

cy1xs5ai48qjepecsm8m.jpg 
  

یادم است که یک روز به من خبر دادند یکی از فامیل های نزدیک را اورژانسی به بیمارستان برده اند و الان در بخش سی سی یو بستری و تحت مراقبت است.

خیلی سریع خودم را به بیمارستان رساندم و دیدم بله ، خانواده بیمار همه در سالن انتظار جمع هستندو در گوشه ای همسر سالخورده اش به ناله و زاری مشغول است و فرزندانش همراه عروس ها و دامادها هم مشغول دلداری او هستند ، دکتر از بخش سی سی یو وارد سالن انتظار شد از دور شناختمش ، دوست قدیمی ام که هفته ای یکبار در یک انجمن ادبی همدیگر را می دیدیم .

با نگاهی خسته در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود ، گفت : بیمارتون خوب میشه اما باید عمل پیوند مغز انجام بشه ، یکی از پسر ها گفت : دکتر! پدرم مشکل قلبی داره و به همین علت در بخش سی سی یو بستری است ، دکتر طوری که کسی نبینه چشمکی به من زد و گفت : البته نظر من هم همین بود ولی تیم پزشکی این تشخیص را داده ضمنا بیمه هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هزینه مغز را خودتون باید پرداخت کنید .

همه با دقت به حرف های دکتر گوش می دادند ، بعد از زمان کوتاهی یکی از پسر ها پرسید خب قیمت مغز چنده ؟

دکتر بلافاصله جواب داد ۲۵ میلیون تومان برای مغز یک مرد و یک میلیون برای مغز یک زن ! موقعیت ناجوری بود آقایون سعی می کردند که نخندند و نگاهشون با خانم ها تلاقی نکند و بعضی ها هم با خودشون پوزخندی می زدند ، بالاخره یکی طاقت نیاورد و پرسید چرا مغز آقایان گرون تره ؟ سوالی که پرسیدنش در اون لحظه آرزوی همه بود ، دکتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار توضیح داد : این قیمت استاندارد مغزه ولی چون مغز خانم ها زیاد کار می کند و زیاد ازش استفاده میشه خب دست دوم محسوب میشه و طبیعتا ارزون تره ! در این هنگام لبخند پیروز مندانه ای بر لب خانم ها نشست و کم کم تبدیل به خنده شد.

به دکتر گفتم : دکتر جان ! لطفا شوخی را بذار کنار و بگو حال مریضمون چطوره ؟ دکتر با خنده گفت : که حالش خوبه ولی یک روز باید تحت نظر و مراقبت باشه ،فردا می تونید ببریدش خونه همسر بیمار که هنوز در باور تهیه مغز بود ، پرسید : یعنی دکتر به مغز احتیاجی نداره ؟ و این بار خنده دسته جمعی حاضران را شاهد بودم . سهراب گل هاشم روزنامه نگار و کاریکلماتوریست   

هفته نامه سلامت شماره ۲۸۴ شنبه شش شهریور     



جمعه 29 مرداد1389 :: 21:15 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است .

۲ـ چون وقتمون خیلی کم بود ، همه چیز بین ما زود تمام شد .

۳ـ وقتی از کارخانه باز نشسته شد در کار خانه با همسرش شریک شد .

۴ـ وقتی آبله مرغان گرفتم بیش از همه از خروس ها وحشت داشتم .

۵ـ بعضی ها مشغول ساخت و ساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت و پاخت .

۶ـ فقط حرف های استاد ریاضی حرف حساب بود .

۷ـ مثل زود پز باش ، درحالی که می جوشی به آرامی هم سوت بزن .

۸ـ شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است ، به شرطی که به ازدواج منتهی نشود !

۹ـ گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر بزرگ باغ است .

۱۰ـ در کشورهای عقب مانده به قلم های بی جوهر آزادی داده می شود .

۱۱ـ قبض آب را که دید برق از سرش پرید .

۱۲ـ کشاورز عصبانی ، بادمجان را زیر چشم می کارد .

۱۳ـ عشق های آبکی ، در تابستان زود تبخیر می شود .

۱۴ـ فردا اولین روز از بقیه عمر شماست .

۱۵ـ بابت بدهی اش ، تصمیم گرفت آینده اش را پیش فروش کند .

۱۶ـ آنچه هستید ، شما را بهتر معرفی می کند تا آنچه می گویید .

۱۷ـ زندگی بدون عشق ، مثل پیژامه بدون کش است .

۱۸ـ آرایشگر مدعی شد که از او سرشناس تر کسی نیست .

ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره ۴۸ مردادماه ۸۹



جمعه 22 مرداد1389 :: 23:51 :: نويسنده : سهراب گل هاشم

                                               

 22pvqlxr0jx36jvs09vc.jpg        


مسابقه کاریکلماتور

مسابقه کاریکلماتور همراه با جوایز ارزنده در خانه فرهنگ هاشم آباد وابسته به مدیریت فرهنگی هنری منطقه 15 برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی منطقه 15، مسابقه کاریکلماتور با هدف ترویج فرهنگ تلاش و کوشش با تاکید بر صداقت و امانتداری و وجدان کاری در کسب روزی حلال در خانه فرهنگ هاشم آباد برگزار می شود .

راه های کسب روزی حلال ،آفات روزی ،عوامل کثرت روزی ، امانتداری ،صداقت در کار و وجدان کاری از موضوعات این مسابقه  است.

علاقمندان به شرکت در مسابقه  می توانند آثار خود را تا تاریخ4 شهریور  به  آدرس khavaran15@yahoo.com  ارسال یا تهران ـ خیابان خاوران ، نرسیده به سه راه افسریه ،انتهای سه راه هاشم آباد ،خانه فرهنگ و کتابخانه هاشم آباد تحویل داده و یا با شماره تلفن های 33008842-33021818 تماس حاصل فرمایند.

همچنین به برگزیدگان هر بخش طی مراسمی جوایز ارزنده ای اهدا خواهد شد

http://khavaran.ir/index.asp?pg=1&iid=31



دوشنبه 18 مرداد1389 :: 12:20 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ در جدال اعداد این صفر ها هستند که بی طرفند .

۲ـ طناب دار و صندلی به یک اندازه مقصرند .

۳ـ در زندگی بعضی ها هم نفس هستند و بعضی ها هم قفس .

۴ـ روانشناس ها و وکیلان زبان گرانی دارند .

۵ـ خود گوی و خود خند ای هنرمند ، این است طنز هدفمند .

۶ـ بعضی ها محو قدرتند و بعضی ها در پی حذف آن .

۷ـ قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد .

۸ـ از تجمع نجواها ، فریاد متولد شد .

۹ـ به خاطر پایمال کردن حقوق دیگران ، کفش هایش را محاکمه کردند .

۱۰ـ مشکلات قابل حل زندگی را طلاق منحل می کند .

۱۱ـ آنها که زبانشان دراز است ، شخصیتی کوتاه دارند .

۱۲ـ بجز آدم پای دار ، همه بیدارند .

۱۳ـ گاهی نگاهم در خیابان چشمانش راهپیمایی می کند .

۱۴ـ بیهوده متاز مقصد همه خاک است .

۱۵ـ بعضی ها اهل دلند و بعضی ها تندیسی از خاک و گل .

۱۶ـ هر آدم خوب گذشته ای دارد و هر آدم گناهکار آینده ای .

۱۷ـ فریاد کشیدنی است ، اما کمتر وزن می شود .

۱۸ـ بعضی ها به عرض زندگی فکر می کنند و بعضی ها به طول آن .

۱۹ـ سر شناس تر از آرایشگرها کسی را نمی شناسم .

۲۰ـ همیشه درست می گویم اما نمی دانم چرا حق با دیگران است .

۲۱ـ باطری خورشید ، شبها زیر شارژر ماه است .

۲۲ـ بچه های فقیر ، فقط در زنگ انشاء به کنار دریا می روند .

۲۳ـ هر داغی ، سردمی شود اما هیچ پخته ای خام نخواهد شد .

۲۴ـ بعضی از کشور ها وسایل ارتباط جمعی دارند و بعضی وسایل اغفال جمعی .

۲۵ـ با پای لنگ و دلی غمگین هیچ وقت به شادی نمی رسیم .

۲۶ـ در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم .

۲۷ـ هیچ کس گرسنه نیست همه روزی چند وعده گول می خورند .

۲۸ـ برای رسیدن به هدف باید رسیده شد .

ماهنامه مکتوب شماره ۳۲ مرداد ۸۹



دوشنبه 18 مرداد1389 :: 9:51 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور کوتاه اما پر محتوا

روزی که بخشیدن را یاد گرفت ، زندگی کردن را آموخت .

زیاده گویی تو ، مقدمه ناشنوایی دیگران است .

اعتراض زاده بیداری است .

آزادی ، آزادی ، بدو بیا یک نفر جا داریم !

شما به جمله های بالا چه می گویید ؟ جمله های کوتاه ، جمله های طنز ، ضرب المثلی یا .... خوب البته حق با شماست ، اما از وقتی پرویز شاپوربا چنین جمله ها و چاپشان در روزنامه و مجله ، البته سی چهل سال پیش یا بیشتر توجه اهل مطالعه و اندیشه را جلب کرد و نام آنها را کاریکلماتور گذاشت، چنین نوشته ها که در ادبیات ما هم بی ریشه نبودبرای خود جایگاهی پیدا کرد و یواش یواش آنهایی که طبع طنز داشتند ، اندیشه ظریف کار را دنبال کردند ، یکی از آنها همشهری صاحب ذوقمان آقای سهراب گل هاشم بود که کاریکلماتورهایش نه تنها خواندنی و تفکر بر انگیز است که از نیش و نوشی قابل توجه نیز برخورداراست ، بنابراین چاپ دومین کتاب سهراب گل هاشم را با نام :چند قدم مانده به حرف حساب ،گاه گاهی زندگی شوخی نیست ۲ را به فال نیک می گیریم و نه تنها از خواندن کاریکلماتورهایش که دسته بندی هم شده لذت می بریم ، متوجه می شویم چه قدر خوب می شود در کوتاه ترین جمله بلند ترین فکر را ابتدا زندانی کرد تا به آزادی رسید ، با چند کاریکلماتور بیشتر کتاب را می شناسیم.

شخص نادان معمولا اسیر زبان خود است .

شاید سکوت فریادی باشد که تارهای صوتی خود را از دست داده است .

دل خیلی ها به اندازه حرف هایشان بزرگ نیست .

با زور اسلحه سطح فکرش را بالا برد .

لطیف ترین کلمه لبخند است آنرا حفظ کن.

جواد کزلان طوسی

ماهنامه مکتوب شماره ۳۲ مرداد ماه ۸۹



 
جرقه نخستين اين يادداشت از شنيدن يك خبر زده شد؛ حضور سهراب گل‌‌هاشم، كاريكلماتوريست مشهدي در سيماي مركز سمنان. گل‌هاشم مي‌گويد: «من 53سال پيش در مشهد به دنيا آمدم اما از آنجا كه تبار سمناني دارم، به عنوان مهمان برنامه تلويزيوني«جنگ شبانه» كه از شبكه استاني سمنان پخش مي‌شود دعوت شدم. چگونه است كه دست‌اندركاران اين برنامه به رگ و‌ريشه من توجه دارند و اين امر برايشان مهم است؟ و چطور مي‌شود كه لطف مسئولان صداوسيماي خودمان در مشهد چندان شامل حال اهالي ادبيات شهر نمي‌شود؟!»
صحبت‌هاي اين نويسنده متولد مشهد قابل تامل به نظر مي‌رسد. صداوسيما، پرمخاطب‌ترين رسانه همگاني در ميان مردم است؛ اين سخني بجا و درست است. از سويي دیگر برخی بر اين باورند كه صرف وقت براي برنامه‌هاي اين رسانه، اتلاف وقت است كه اين نظر نيز شایسته بررسی است.
اما اين يك قاعده است و بنا به سرشت قواعد، مي‌تواند استثنا داشته باشد. وجود شبكه‌هايي ويژه براي نخبگان كه اين شبكه‌ها در كشور خود ما ايران، مصداق بارزش شبكه چهار سيما و شبكه فرهنگ راديوست، نه‌تنها به برخي نيازهاي فرهنگي جامعه پاسخ مي‌دهد كه مي‌تواند به تريبوني براي –دست كم- تعدادي از خواص و فرهيختگان تبديل شود. شبكه‌هايي كه باعث ايجاد انگيزه در ايشان و همچنين شناساندن آن‌ها به مردم مي‌گردد و اين احتمالا زمينه‌ساز تعاملي بيشتر ميان فرهيختگان و توده مردم خواهد شد.
چه خوب است كه صداوسيماي استاني ما، به اين مسئله توجه داشته باشد و ارتباط نزديك‌تري با نويسندگان و هنرمندان شهر فراهم سازد. در اين صورت، افزون بر اينكه مي‌تواند كيفيت برنامه‌هاي فرهنگي خود را بالا ببرد، نخبگان را نيز كه همواره از عدم علاقه و توجه خود به صداوسيما ابراز و احساس غرور مي‌كنند؛ به سوي خويش جذب مي‌كند. بديهي است كه رويكرد اين طبقه به رسانه‌ها، اعتباري دوسويه را رقم خواهد زد.
از سويي نخبگاني كه از نداشتن رابطه‌هاي همگاني و انزوايي خودخواسته يا ناخواسته رنج مي‌برند، به ياري رسانه‌اي چون صداوسيما معرفي مي‌شوند و اعتباري به دست مي‌آورند كه پيش از اين به هر دليل نداشته‌اند يا شايد اين اعتبار از طرف خيلي‌ها انكار شده است. نياز به تاكيد نيست كه سازوكار شايسته و بايسته در گزينش اين خواص و فرهيختگان فرهنگي نيز بايد فراهم شود تا از آن طرف بام نيفتيم و از چهره‌هاي نالايق، تصويري باژگونه به خلق خدا ارائه ندهيم.
از سوي ديگر خود صداوسيما نيز مي‌تواند اعتباري به مراتب بيشتر بيابد و اين امر را با اهميتي كه براي گروه يادشده قائل مي‌شود، محقق سازد. اين شدني است؛ چراكه پيش از اين در سطح ملي، شبكه چهار چنين تجربه‌اي را پشت سر گذاشته است و حتي شبكه‌هاي استاني ساير استان‌ها نيز آن را آزموده‌اند. نمونه‌اش همين دعوت از برخي مشهدي‌ها در صداوسيماي ديگر استان‌هاست!
روزنامه شهر آرا


در يكي از روزهاي پاياني تيرماه 89 بود كه تلفنم به صدا در آمد ، دوست بسيار عزيزم پيشكسوت هنرمند صدا و سيمای مركز سمنان آقاي ناصر طاهركرد بود .

بعد از احوالپرسي هاي معمول ، ايشان اظهار داشت كه صدا و سيمای مركز سمنان برنامه ای تلويزيوني به نام "جنگ شبانه " را تدارك ديده كه به صورت زنده از مرکز شهرستان های استان پخش می شود . سهم شهرستان مهدیشهر ( سنگسر )از این مجموعه برنامه ها ، 14 برنامه در ۱۴ شب است که همزمان با اعياد شعبانيه و ميلاد مهدي موعود (عج) هر شب از ساعت 21 تا 22 در هوای پاك و كوهستاني سنگسر و در محل آبشار زيبا و در كنار مردم با نشاط و صميمي این شهر پخش می شود . او افزود : شما نیز دعوت شده ايد تا در روز يكشنبه سوم مرداد در اين برنامه شركت كنيد . با پرسش و پاسخ هایی که بین من و او رد و بدل شد ، دریافتم که در اين برنامه تلويزيونی چندين چهره برجسته جهانی و ملی ، چهره های ماندگار و محبوب ، هنرمندان برجسته آواز و موسیقي ايران ، استادان برجسته دانشگاه ها ، پزشكان متخصص و نام آشنا ، ورزشكاران مشهور ، و يك نويسنده و روزنامه نگار دعوت شده اند و از آنجا که این برنامه به مهدیشهر اختصاص دارد ، لذا می بایست کلیه مهمانان اصالت سنگسری (مهدیشهری ) داشته باشند . اسامی دعوت شدگان عبارت بو د از :

۱- دكتر احمد نادعليان ، دكترای فلسفه هنر ، استاد دانشگاه ، ابداع كننده دو سبك ماندگار در حوزه هنر محيطي جهان ، به نام های هنر رودخانه و گنج هاي پنهان .
2- دكتر محمد قلي نادعليان ، دكتراي دامپزشكي ، استاد دانشگاه و چهره ماندگار علمي كشور در سال 1384
3- دكتر حبيب درخشاني ، دكترای تاريخ هنر ، استاد دانشگاه
4-استاد مجيد درخشاني آهنگساز برجسته كشور ، سرپرست گروه موسيقي شهناز و يكي از اعضاي اركستر استاد شجريان
5- استاد كيوان مصباحي ، استاد و هنرمند خوشنويس و تنها دارنده مقام استاد تمامي خوشنويسي در استان سمنان
6 - مهندس پاكزاديان رئيس باغ موزه عشايری سنگسر و مولف10 عنوان كتاب در حوزه سكه شناسي ، اسطوره شناسي و نجوم
7 - دکتر مجتبي ملك ، فوق تخصص غدد
8- مهندس مهدي ملك احمدی ، كاپيتان تيم ملي هاكي جمهوري اسلامي ایران
9- دكتر تقي بينايي دندانپزشك طراز اول استان
10- دكتر فرهاد ملك ، فوق تخصص ريه
11- دكتر حسين نوبخت ، رئيس بيمارستان فاطميه سمنان و فوق تخصص گوارش
12 - حسين پور اسكندريان ، هنرمند آواز و يكي از فعالترين هنرمندان در عرصه موسيقي سنگسري
13 - سهراب گل هاشم ، نويسنده و روزنامه نگار
14- و مهندس يداله مصمم ، محقق ، پژوهشگر در حوزه موسيقي سنگسری و نوازنده چيره دست له له ( نی چوپانی )


ناصر حامدی مجری خلاق و توانمند اين برنامه ها بود كه با توانائي های بالا ، چهره جذاب و صداي گرمش ، هر شب مخاطبان بيشتری را جذب اين برنامه ميكرد .
با دادن اعتماد به نفس و شوخي هاي ايشان بود كه توانستم در شبي به ياد ماندني و خاطره انگيز در سرزمين پدری ام برنامه اي زيبا و ماندگار در مقابل دوربين سيما داشته باشم .
جنگ شبانه يكي از كارهای زيبا و فراموش نشدني صدا و سيماي استان سمنان بود كه به تهیه کنندگی محمد ابراهیم طاهرنژاد و کارگردانی مصطفی حسینی مقدم به روی آنتن رفت .
به مديريت كار آمد و توانمند اين مركز جناب آقاي رمضانعلي شريفي فر تبريك مي گويم و براي تمامي اين عزيزان شادي و موفقيت بيشتر آرزومندم .



پنجشنبه 14 مرداد1389 :: 16:0 :: نويسنده : سهراب گل هاشم

نگاهی بر مجموعه کاریکلماتورهای سهراب گل هاشم

"گاه گاهی زندگی شوخی نیست"دومین مجموعه کاریکلماتورهای سهراب گل هاشم است که اردیبهشت امسال توسط نشر افراز منتشر شده است.

177r0hxoa5yh3jzl4r4.jpg
مضمون مطالب کتاب متنوع است.به نظر می رسد سهراب گل هاشم در ساعات خواب و بیداری،هر آنچه را که می بیند و می شنود،از دریچۀ کاریکلماتور می نگرد!از این رو،آثار او،طیف گسترده ای از موضوعات را شامل می شود.موضوعاتی برگرفته از فضای روابط فردی،اجتماعی،فکری و عاطفی نویسنده ،وبازتابی ازدغدغه های او در رویارویی با دنیای درون و پیرامون .در یک کلام،می توان آن را "زندگی از زاویۀ کاریکلماتور"نام نهاد!سهراب گل هاشم،با زندگی شوخی ندارد ،آن را جدی می بیند و در این جدیت،به "کاریکلماتور"می رسد:برداشتی کاریکاتوریستی از زندگی اطراف که با کلمات بیان می شود.
کاریکلماتورهای گل هاشم انتزاعی نیست.طنزی هدفمند در خود دارد که در برخورد نویسنده با مسایل پیرامونش شکل می گیرد و بازتاب می یابد و حتی در برخورد او با مسایل روز جامعه متجلی می شود.قدرت و قدرت مداران،سانسور،آزادی،فریاد،استبداد،و از این قبیل،بخش قابل توجهی از آثار او را شامل می شود.اوحتی در مورد انرژی هسته ای هم کاریکلماتور دارد!این امر،آثارش را از افرادی که تنها نگاه زیبایی شناسانه به این قالب دارند متمایز می کند.
کاریکلماتورهای گل هاشم،بیشتر مبتنی بر بازی های زبانی است. یعنی بیش و پیش از آن که برخاسته از مفاهیم باشد،متکی به کلمات و یا عبارات است که از طریق بکارگیری صنایعی چون جناس و ایهام و یا از طریق تشبیه و استعاره به موقعیت طنز می رسد.
در این میان گل هاشم گاهی از طریق بازی با ضرب المثل ها به خلق اثر می پردازد.گاه این بازی در قالب "شوخی با ضرب المثلها"ی معمول نشریات فکاهی می ماند وگاه زمینه ساز ایجاد مفهومی جدید در ضرب المثل می شود:
- دیگرا ن کاشتند،ولی ما خریدیم و خوردیم!
- خودتان را به آب و آتش نزنید،معمولاًخشک و تر با هم می سوزند!
- فکر نان باش که خربزه گران است.
- مرغی که انجیر می خورد به همسایه اش هم تعارف می کند.

گاهی اصطلاحات امروز یا دیروز مردم کوچه و بازار را دستمایۀ آفرینش کاریکلماتور قرار می دهد:
- آخرین آواز عمرش غزل خداحافظی بود.
- با سوار شدن به تاکسی،کلی پیاده شدم.
- خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند.

گاهی نیز اصطلاحات حرفه ها،شغلها و بازی های را دستمایۀ آفرینش کاریکلماتورمی کند:
-وقتی رُخت مرا کیش داد،مات نگاهت شدم.
- در قمار زندگی،با تک خال محبت می توان برنده شد.
- همه مردم گل را دوست دارند جز دروازه بانها.

این بازی با کلمات و عبارات،در پاره ای از اوقات،در حد فرم گرایی می ماند و به آفرینش معنا یی عمیق و رساندن مخاطب به درکی متفاوت و نو منجر می شود ، و گاهی نیز بکلی از معنا و مفهوم خالی می شود و مفهوم عملاًتحت الشعاع بازی با کلمات قرار می گیرد:
- برای این که چرب زبانی کند زبانش را روغن مالی کرد.
- وقتی از چشمم افتاد،در قلبم فرود آمد.
- وقتی حس بویاییش از بین رفت،دیگر نتوانست از انسانیت بویی ببرد!
- وقتی دلش سوخت،آتش نشانی را خبر کرد.
- برای این که حرفهای بودار نزند،قبلش مسواک می زد.
- به خاطر مخالفت با عربستان سعودی،قصد داشت به عربستان نزولی برود!
- برای غبارروبی آرزوهای خاک گرفته ام از جارو برقی کمک می گیرم!
- برای این که آرزوهایم بر باد نرود با باد درگیر شدم.
- وقتی صدایی گوش خراش به گوشش رسید،گوشش زخمی شد.

گل هاشم در کاریکلماتورهایش گاهی نیز در مقام نصیحت می نشیند و به پند و اندرز می پردازد.اینجاست که اثر از طنز فاصله می گیرد و به یک موعظه اخلاقی و یک جملۀ حکمت آمیز و یا یک شعار تبدیل می شود:
- زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت.
- اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید،سرانجام آنها جلوی شما را خواهند گرفت.
- نحوه رفتار شما با رئیستان به او می آموزد که با شما چگونه رفتار کند.
- از کسانی که با من موافق بودند چیزی نیاموختم.
- آزادی حقیقی آن است که از بندهای درون رهایی پیدا کنی.
- اگر خیلی برای آزادی دیگران تلاش کنی ممکن است آزادی خودت را از دست بدهی.

در این میان،گاهی نیز جملاتی به چشم می خورد که نه از نظر بداعت نگاه و نه ساختار نحوی و یا ادبی کلام،نگاهی نو در آن نیست و جملات و محاورات عادی (و گاه حتی پیش پا افتاده روزمره) را می ماند و هیچ کشف جدیدی نه در معنا و نه در زبان در آن رخ نمی دهد:
- هیچ زنی محض رضای خدا با مردی ازدواج نمی کند.
- طنز یکی از جلوه های ادب و هنر معاصر است.

با این همه،مجموعۀ آثار سهراب گل هاشم ،بازتابی آنی،موجز و موثر از زندگی در جامعه امروز است و با مخاطب عجول و بی حوصله امروز که سلیقه او به اقتضای ارتباط با رسانه های دنیای ارتباطات با صرفه جویی در زمان و کلام گره خوده است، بسرعت ارتباط برقرار می کند و از این رو بشدت روزآمد می نماید.
البته لحظه های شاعرانه و بدیع نیز در آثار کتاب کم نیست.گل هاشم چه در آنجا که لفظی را در قالب بازی های زبانی می ریزد و چه در جایی که نگاهی هنجارشکن به یک مفهوم و یا یک پدیده را بازتاب می دهد، گاه نگاهش آنقدر لطیف و زیبا می شود که به شعر پهلو می زند. معمولاًاین لحظات،زمانی در آثار او رخ می دهد که گل هاشم بیشتر در پی نگاهی شوخ طبعانه یا هنجارشکن به پدیده یا واژه ای است و در پی موعظه و نصیحت و ارائه نکته حکیمانه نیست:
-طولانی ترین ایستگاه پرواز قفس است.
- لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است.
- ساعت لاشه ی زمان است که بر روی دست سنگینی می کند.
- وقتی نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.
- وقتی باران آمد سیاهی شب رنگ پس داد.
-شاید سکوت فریادی باشد که تارهای صوتی خود را از دست داده است.
- وقتی باران سکوت کرد آسمان آبی شد.
- بعضی نگاه ها صدای قشنگی دارند!
-ای کاش تیر نگاه یار مشقی بود!
- معمولا زنان با صدای بلند فکر می کنند.
_ آن هایی که دل و دماغ ندارند،تنفسشان مصنوعی است.
-کاش می شد افکار پوسیده ی آدمها را مثل تابلوی نقاشی ترمیم کرد.

گاهی نیز اثر،نگاه شوخ طبعانه نویسنده را بازتاب می دهد و از رهگذر تشبیه،استعاره و دیگر صنایع ادبی،اثری خواندنی را برای مخاطب فراهم می آورد:
- عشق یک خواب شیرین است و ازدواج ساعت شماطه دار!
- در دنیا یک چیز است که فقط به خاطر تو می تپد،و آن قلب خودت است.
-بزبزقندی اولین بز دیابتی تاریخ است.
- وقتی اتوبوس به ایستگاه رسید همه به احترامش ایستادند.
- قطرات باران روی شیشه سرسره بازی می کنند.
در مجموع گل هاشم با کاریکلماتورهایش به مخاطب نشان می دهد که گاهی می شود زندگی را شوخی نگرفت و به صورتی جدی به تماشایش نشست،جدیتی که در عمق خود،به طنز پهلو می زند!

(چاپ شده در نشریۀ الف(خرد نامۀ همشهری))رويا صدر



چهارشنبه 13 مرداد1389 :: 11:55 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
كاريكلماتورهاي سهراب گل‌هاشم منتشر شد    
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 08:57
شماره:4110

 

سيدمحمدرضا عالي‌پيام

فرهنگخانه :«گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست، نام كتاب كاريكلماتورهاي سهراب گل‌هاشم است كه به تازگي روانه بازار كتاب شده است.

اين كتاب با مقدمه سيدمحمدرضا عالي‌پيام و طرح‌هاي مجيد مهجور به چاپ رسيده. گل‌هاشم در اين كتاب با نگاهي اجتماعي به نوشتن پرداخته؛ در حالي كه به نظر مي‌رسد انسان، وجه اصلي شكل‌گيري كاريكلماتورهاي اوست.
 جلد نخست كاريكلماتورهاي گل هاشم با نام «گاه‌گاهی زندگی شوخی نیست» سال ۸۶ از سوي انتشارات افراز منتشر شد.

طراح كتاب «گاهگاهي زندگي شوخي نيست»، مجيد مهجور است.
طرح‌هاي او در اين كتاب در تلاشند تا مكمل موضوعات ذهني نويسنده در پرداختن به آن دسته از مسايلي باشند، كه از نگاه نويسنده قابليت‌هاي طنزپردازي را در سادگي و كنكاش در خلق ايهام يافته‌اند.

گل‌هاشم در مقدمه اين كتاب نوشته:
«كاريكلماتور عضوي از خانواد طنز به شمار مي‌رود. اما در اصل يك گونه ادبي است. استفاده از عنصر زيباسازي كلمات و همچنين سوژه‌هاي روز باعث توجه بيشتر طنزپردازان به كاريكلماتور شده و در چند سال اخير به سرعت، جاي خود را در ادبيات باز و با رشد چشمگير خود پيروان زيادي پيدا كرده است.»

و در بخش ديگري از مقدمه  اين‌گونه آورده:
«كاريكلماتور مخاطبي آگاه و انديشمند دارد...
كاريكلماتور با هنجارهاي جامعه شوخي مي‌كند، مي‌خنداند و با طعنه به ناهنجاري‌هاي زمانه شليك مي‌كند.»

سيدمحمدرضا عالي‌پيام در بخشي از مقدمه خود بر اين كتاب نوشته: «سهراب طنز را به خوبي مي‌شناسد و با استفاده درست و بجا از آن، به آثارش رنگ و بوي ديگري داده است. طنز سهراب زير پوستي است و با استفاده زيركانه و به موقع از اين حربه، به خوبي توانسته زير لايه‌هاي رويي بيانش، لايه‌هاي عميقي ايجاد كند كه خواننده را علاوه بر تبسم به تفكر وادارد...»

«شايد كرسي همان بخاري با حجاب باشد»، «زمستان سر خيلي‌ها را كلاه گذاشت»، «آسمان زيباست، ولي نبايد بيش از اندازه سر به هوا بود»، «كوتاه‌ترين راه براي رسيدن به شادي لبخند است» و «روياي شيرين كلمات كاريكلماتور است»، از جمله كاريكلماتورهاي گل‌هاشم در اين كتاب اند.

«گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست»(‌چند قدم به حرف حساب)،‌ نوشته سهراب گل‌هاشم، به شمارگان ۲۲۰۰ نسخه، بهار امسال(۸۹) از سوي نشر افراز منتشر شد. اين كتاب ۱۵۵ صفحه‌اي با قيمت ۳۸۰۰ تومان ارايه مي‌شود.

نخستين مقاله‌هاي گل‌هاشم در سال  ۱۳۵۵ در یکی از روزنامه‌‌هاي مشهد منتشر شده است. وي تاکنون مطالبش را با اسامي مستعاري چون هوای تازه، حبابی روی آب، پارازیت و سهراب، در نشريات مختلف به چاپ رسانده است

http://www.farhangkhane.com/2010-01-29-13-40-35/4110-1389-04-19-07-28-40.html



یکشنبه 3 مرداد1389 :: 11:20 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
كاريكلماتور

1_ بعضي از كشور ها وسايل ارتباط جمعي دارند و بعضي ها وسايل اغفال جمعي .

2_ در جدال اعداد ، اين صفر ها هستند كه بي طرفند !

3_ طناب دار و صندلي به يك اندازه مقصرند .

4_ در زندگي بعضي ها هم نفس هستند و بعضي ها هم قفس .

5_ روان شناس ها و وكيلان زبان گراني دارند .

6_ خود گوي و خود خند اي هنرمند ، اين است طنز هدفمند !

7_ بعضي ها محو قدرتند و بعضي ها در پي حذف آن .

8_ قند خون مزه تلخي به زندگي مي دهد .

9_ از تجمع نجواها ، فرياد متولد مي شود .

10_ به خاطر پايمال كردن حقوق ديگران ، كفش هايش را محاكمه كردند .

11_ مشكلات قابل حل زندگي را طلاق منحل مي كند .

12_ با هنر ها در مجلس هستند و بي هنر ها در دفتر طنز بچه مشد .

13_ آنهايي كه زبانشان دراز است ، شخصيتي كوتاه دارند .

14_ بجز آدم پاي دار ، همه بيدارند .

15_ گاهي نگاهم در خيابان چشمانش راهپيمايي مي كند .

16_ بيهوده متاز ، مقصد همه خاك است .

17_ بعضي ها اهل دلند و بعضي ها تنديسي از خاك و گل .

18_ هر آدم خوب گذشته اي دارد و هر آدم گناهكار آينده اي .

19_ فرياد كشيدني است اما كمتر وزن مي شود .

20_ بعضي ها به عرض زندگي فكر مي كنند و بعضي ها به طول آن .

21_ سر شناس تر از آرايشگر ها كسي را نمي شناسم .

22_ هميشه درست مي گويم اما نمي دانم چرا حق با ديگران است .

23_ باطري خورشيد شبها زير شارژر ماه است .

24_ بچه هاي فقير فقط در زنگ انشاء به كنار دريا مي روند .

25_ هر داغي ، سرد مي شود اما هيچ پخته اي خام نخواهد شد .

ماهنامه طنز و كاريكاتور بچه مشد شماره 42 تير ماه ۸۹



معرفی کتاب در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد

سهراب گل هاشم ، طنز پرداز پیشکسوت و نام آشنای مشهدی است که از سال ۱۳۵۵ تا به امروز

با بسیاری از نشریات کشور همکاری داشته است .وی از سال ۱۳۸۶ در ستونی تحت عنوان « پارازیت»

در ماهنامه طنز و کاریکلماتور بچه مشد همکاری دارد و همچنین مسولیت بخش نثر این ماهنامه نیز بر

عهده وی می باشد.

تخصص اصلی این نویسنده کاریکلماتور است و اولین کتاب او در این زمینه « گاه گاهی زندگی شوخی

نیست »نام دارد .

کتاب « چند قدم به حرف حساب » دومین و تازه ترین اثر این نویسنده است که در حقیقت جلد دوم کتاب

« گاه گاهی زندگی شوخی نیست » محسوب می شود و توسط انتشارات افراز به چاپ رسیده است.

طرح های این کتاب نیز توسط مجید مهجور ،کارتونیست مشهدی که سابقه همکاری با ماهنامه بچه

مشد را نیز در کارنامه اش دارد ترسیم شده است .

سهراب که همواره بزرگ ترین آرزویش را فقر زدایی از شادی میداند در ابتدای کتاب از کاریکلماتور به

عنوان یک گونه ادبی یاد می کند همچنین در مقدمه این کتاب ، شاعر شناخته شده عرصه طنز کشور

یعنی محمد رضا عالی پیام متخلص به هالو ، ضمن اشاره به پرویز شاپور به عنوان مبدع کاریکلماتور

سابقه این هنر را زمانی بسیار قبل از شاپور قلمداد کرده  آن را اینگونه تعریف می نماید :

« بازی هنر مندانه با واژه ها و بیان مطلبی ساده با زیر بنایی عمیق »

عالی پیام ، گل هاشم را از سر شناس ترین و معروف ترین فعالان عرصه کاریکلماتور دانسته و رمز

موفقیت وی را آشنایی با ادبیات ، شناخت جامعه ، طنز زیر پوستی و نگاه تیز بینانه او می داند :

« کاریکلماتور های سهراب را دوست دارم و بسیاری از آنها را از حفظ ام ، کسی چه میداند شاید

بعضی از آن ها در آینده به عنوان ضرب المثل هایی سائر بر سر زبان ها بماند.»

در زیر تعدادی از کاریکلماتور های کتاب « چند قدم به حرف حساب » یا « گاه گاهی زندگی شوخی

نیست ۲ » را با هم می خوانیم :

شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.

چون وقتمون خیلی کم بود ، همه چیز بین ما زود تموم شد.

وقتی از کارخانه بازنشته شد در کار خانه با همسرش شریک شد.

وقتی آبله مرغان گرفتم بیش از همه از خروس ها وحشت داشتم .

بعضی ها مشغول ساخت و ساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت و پاخت .

فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود .

مثل زود پز باش ، در حالی که می جوشی به آرامی هم سوت بزن .

شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است ، به شرطی که به ازدواج منتهی نشود !

گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر باغ است .

در کشور های عقب مانده به قلم های بی جوهر آزادی داده می شود .

قبض آب را که دید برق از سرش پرید .

کشاورز عصبانی ، بادمجان را زیر چشم می کارد .

در مسابقه ماست خوری همه رو سفید شدند .

شنا کردن در جهت جریان آب از ماهی مرده هم بر می آید .

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۴۲ تیر ماه ۸۹



شنبه 26 تیر1389 :: 23:0 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
۱۳۸۹/۴/۲۶
هر زمان حرفي از «كاريكلماتور» مي‌شود، ذهنم را مشغول خود مي‌كند و در كوچه پس‌كوچه‌هاي هزار
 
 توي معنا سردرگم مي‌شوم. ياد پرويز شاهپور مي‌افتم و جمله‌هاي كوتاه اما پر محتوايش كه سال‌ها دور
 
در نشريه‌هاي مختلف چاپ مي‌شد و ذهن‌هاي جستجوگر را به‌خود مشغول مي‌كرد. امروز مجموعه
 
«كاريكلماتور» و جمله‌هاي طنز سهراب گل هاشم با نام «گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست» باز مرا درگير
 
خود كرد.
 
 بحث‌مان را با چند «كاريكلماتور» اين كتاب پي مي‌گيريم:

بعضي آدم‌ها مثل آگهي بازرگاني هستند، حتي يك كلمه از حرف‌هايشان را نمي‌شود باور
 
كرد.
 
براي فرار از ترافيك زندگي، وارد كوچه علي چپ شد.
 
در بيشتر سفيدي‌ها، يك نقطه‌ سياه نفس مي‌كشد.
 
عدد یک را دست كم نگيريد، يك عمر ،يك زندگی.
 
روزي كه بخشيدن را ياد گرفت، زندگي كردن را آموخت.
 
كاش ماشين زندگي دنده‌عقب داشت!

یکی از نكته های مثبت «كاريكلماتور» سهراب گل‌هاشم، استفاده از ضرب‌المثل‌هاي قديمي مانند «به
 
 كوچه علي چپ زدن» است.

در آثار او عمقي وجود دارد كه در نهايت سادگي و خودماني بودن، خواننده را به خود جذب مي‌كند و
 
انديشه را به جريان مي‌اندازد. بايد در نظر داشته باشيم كه اين‌گونه ادبي در نهايت كوتاهي، مي‌تواند به
 
 انديشه آدمي، بُعد و به‌نيروي تخيل، وسعت ‌بخشد تا جايي كه مخاطب تا بي‌نهايت پرواز كند.

سهراب گل هاشم از سال 1355 نوشته‌هايش را در نشريه‌هاي مختلف چاپ كرده است و در كتاب
 
جديدش گزيده‌هاي سال‌هاي گذشته را منتشر كرده است.«كاريكلماتور» در نهايت ايجاز، دنيايي حرف و
 
 حديث در مقابل مخاطب‌اش مي‌گشايدو اما چند كاريكلماتور ديگر:

 همه رو مار مي‌زند، مارو شهرك سازهاي كلاهبردار!

 عشق‌هاي آبكي، در تابستان زود تبخير مي‌شوند.

 فردا اولين روز از بقيه عمر شماست.

 بابت بدهي‌اش، تصميم گرفت آينده‌اش را پيش‌فروش كند.
 
 آنچه هستيد، شما را بهتر معرفي مي‌كند تا آنچه مي‌گوييد.

زندگي بدون عشق، مثل پيژامه بدون كش است.

 صندلي‌هاي مذاكره براي صلح به غارت رفتند.

 آرايشگر مدعي شد كه از او سرشناس‌تر كسي نيست.
 
جواد كزلان طوسي
 
روزنامه شهر آرا شماره ۳۲۸ شنبه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۹
 
برای دیدن متن اصلی روزنامه روی لینک بالا کلید کرده و سپس در بخش فرهنگ جامعه روی نیستان هنر کلید کنید.
 


سه شنبه 22 تیر1389 :: 13:6 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

سهراب گل هاشم ، ۳۲ سال است که کاریکلماتور می نویسد و آثارش در نشریات چاپ می شود.

اخیرا مجموعه کاریکلماتورها و جملات طنز " گاه گاهی زندگی شوخی نیست" توسط نشر افراز از

او منتشر شده است .با هم چند کاریکلماتور را که برای "سلامت" نوشته است ، می خوانیم:

۱ـ در جدال اعداد ، این صفر ها هستند که بی طرف اند !

۲ـ در زندگی بعضی ها هم نفس هستند و بعضی ها هم قفس .

۳ـ قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد.

۴ـ آنهایی که زبان شان دراز است ، شخصیتی کوتاه دارند .

۵ـ گاهی نگاه ام در خیابان چشمان اش راهپیمایی می کند .

۶ـ بیهوده متاز ، مقصد همه خاک است .

۷ـ بعضی ها اهل دل اند و بعضی ها تندیسی از خاک و گل .

۸ـ سر شناس تر از آرایشگرها کسی را نمی شناسم .

۹ـ همیشه درست می گویم اما نمی دانم چرا حق با دیگران است !

۱۰ـ باتری خورشید شب ها زیر شارژر ماه است .

۱۱ـ بچه های فقیر ، فقط در زنگ انشاء به کنار دریا می روند .

۱۲ـ هر داغی ، سرد می شود اما هیچ پخته ای خام نخواهد شد .

هفته نامه سلامت شنبه ۱۹ تیر ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۷۷



سهراب گل‌هاشم جلد سوم كاريكلماتورهايش را منتشر مي‌كند     

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1389/04/21
07-12-2010
08:43:20
8904-07348: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

سهراب گل‌هاشم اين روزها در حال تدوين جلد سوم كاريكلماتورهايش است.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كتاب مانند دو جلد اول آن كه با نام

«گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست» منتشر شده‌اند، مجموعه‌اي از كاريكلماتورهايي است كه گل‌هاشم در مجله‌ها و روزنامه‌هاي مختلف منتشر كرده است.

او ابراز اميدواري مي‌كند‌ كه جملات اين كتاب به بيش از 2200 جمله برسد؛ جملاتي كه هم در ذهن مخاطب بنشيند و هم او را پس از تبسمي كوتاه، به تفكر وادارد.

اين نويسنده مي‌گويد: كاريكلماتور در اصل، كاريكاتور كلمات است كه به ذهن مخاطب شليك مي‌شود، شوكي در او ايجاد مي‌كند و او را وادار به تفكر مي‌كند؛ چنان‌چه پس از يك بار خواندن، دوباره آن جمله را مي‌خواند.

به گفته‌ي گل‌هاشم، اكنون وضعيت كاريكلماتور در كشور خوب است و افرادي در سراسر ايران در اين زمينه كار مي‌كنند.

او كاريكلماتوري را خوب ارزيابي مي‌كند كه پيامي براي مخاطب داشته باشد.

سهراب گل‌هاشم متولد ارديبهشت‌ماه سال 1336 است. براي اولين‌بار در تابستان سال 1355، نوشته‌هاي او در يکي از روزنامه‌هاي چاپ مشهد منتشر شد و از آن تاريخ تاکنون با بسياري از نشريات کشور با امضاي: هواي تازه، حبابي روي آب، پارازيت و سهراب همکاري دارد. پيش‌تر، كتاب‌هاي «گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست» و «چند قدم به حرف حساب» از اين نويسنده از سوي نشر افراز منتشر شده است.

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1569366&Lang=P



یکشنبه 20 تیر1389 :: 16:22 :: نويسنده : سهراب گل هاشم

كاريكلماتور ـ بزرگترین آرزويم فقرزدايي از شادي است! لحظاتي از گفتگو با سهراب گل‌هاشم كاريكلماتوريست مشهدي  به‌تازگي كتابي در حوزه طنز انتشار يافته كه نويسنده آن، طنزپردازي مشهدي است. جلد دوم «گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست» كه جلد نخست آن در سال 86 انتشار يافته بود، دربرگيرنده مجموعه كاريكلماتورها و جملات طنزي است از سهراب گل‌هاشم.اين طنزپرداز در سال 1336 در مشهد به دنيا آمده و كار ادبي خود را نيز در سن نوزده‌سالگي و با انتشار كاريكلماتورهاي خود در روزنامه‌هاي زادگاهش –خراسان و آفتاب شرق- آغاز كرده است. وي كه در ميان شاخه‌هاي طنز، كاريكلماتور را ترجيح مي‌دهد تاكنون از طريق تارنگار شخصي و نشريات گوناگون محلي و كشوري، آثار خود را به مخاطبان ارائه داده است.
گل‌هاشم تحصيلات خود را در رشته زبان و ادبيات فرانسه در دانشگاه سوربن 2 پاريس نيمه‌كاره رها كرده، اما بعدها مدرك كارشناسي خود را در مشهد دريافت كرده است.

آقاي گل‌هاشم، در آغاز اين گفتگو بفرماييد چه شد كه به كاريكلماتور گرايش پيدا كرديد؟
من از همان دوران جواني عاشق طنز بودم. نخستين آشنايي من با كاريكلماتور- كه با وجود هم‌خانواده بودن با طنز، در اصل گونه‌اي ادبي است- با خواندن آثار مرحوم پرويز شاپور شكل گرفت. بعد كه براي ادامه تحصيل به فرانسه رفتم، ‌با نوشته‌هاي طنز ژيلبرت سيبرون كه خود آقاي شاپور هم بيشتر از او الهام مي‌‌گرفت، آشنا شدم. به هر حال عاشق جملات طنز بودم و جملات قصار را بسيار دوست داشتم، بنابراين كم‌كم خودم شروع به نوشتن كردم تا به بزرگ‌ترين آرزويم كه فقرزدايي از شادي است، از اين طريق برسم.
سهل‌الوصول بودن اين‌گونه، تاثيري در روي آوردن شما به آن نداشت؟
خير، من علاقه زيادي به مطالعه داشتم و اين در شرايطي بود كه اوضاع و احوال رو به تغيير و جامعه در حال گذار از دوران سنت به صنعتي شدن بود. كم‌كم اينترنت وارد زندگي مردم شد و كوتاه‌نويسي در ميان جوانان بسيار مورد توجه واقع گرديد. اين تغييرات ممكن است شامل حال من هم شده باشد ولي چيزي كه هست، من از قديم به كوتاه‌نويسي علاقه داشتم؛ همين!
چقدر در نوشته‌هاي خود تحت‌تاثير ديگران بوده‌ايد؟
من آن اوايل خيلي زياد تحت‌تاثير كارهاي شاپور قرار داشتم ولي ديگر سال‌هاست كه روش و سبك خود را عوض كرده‌ام. كارهاي اين استاد عزيز و بزرگوار، به اعتقاد من تنها مخاطب را وادار به تبسم و سپس تعجب مي‌كرد اما پيامي نداشت. من سعي دارم كارهايي داشته باشم كه ابتدا داراي پيام باشد و بعد بتوانم با آن‌ها مخاطبم را همراه با تبسم به تفكر وادار كنم؛ به اين نحو كه خواننده پس از خواندن هر جمله دوباره آن را بخواند، آن چنانكه ارتباط خيلي خوبي برقرارند و او بتواند وارد لايه‌هاي زيرين جمله شود. اين باعث مي‌شود خواننده معنا و مفهوم اصلي جمله را با ايهام و تضادهاي موجود در جمله –شوك‌هايي كه به ناهنجاري‌هاي اجتماعي، اقتصادي و... شليك مي‌شود و مخاطب را وادار به انديشيدن مي‌كند- دريابد.
پرويز شاپور در جمله‌اي مي‌گويد: «نور چراغ قوه را كج كردم». اين جمله زيباست ولي پيامي به مخاطب نمي‌دهد، اما توجه من به پيام در بيشتر كارهايم باعث تمايز آن از آثار ديگر كاريكلماتوريست‌هاي بزرگ تهران، شيراز يا اصفهان شده است.
با اين حساب باور چنداني به سازه «تعجب» در كاريكلماتور نداريد؟
ديگر اعتقادي به اين اتفاق ندارم؛ چراكه به درد جامعه امروزي ما نمي‌خورد و جامعه نيز آن را نمي‌پسندد. جامعه امروزي ما دوست دارد طنزنويس يا كاريكلماتوريست با قلم خود معمولا به ناهنجاري‌ها شليك كند، شوخي با هنجارها ديگر چندان پسنديده نيست.
در مجموع كاريكلماتور، چه جايگاهي در ادبيات دارد؟
اين اصطلاح هيچ معنايي از نظر لغوي ندارد؛ حتي موقعي كه شاملو، شاعر بزرگ، اين تعبير نيمه‌لاتين، نيمه‌فارسي را ساخت، خودش گفت كه ما چيزي را درست كرديم و به هر حال پا گرفت و جا افتاد ولي هيچ معنا و مفهومي نداشت! بعدها كساني چون مرحوم عمران صلاحي و مرحوم صابري فومني آمدند و كاريكلماتور را، كاريكاتور كلمات خواندند ولي در فرهنگ امروز خودمان با تعبيرهاي ديگري نيز از آن ياد مي‌شود؛ به عنوان مثال در تله‌تكست كه گاهي نوشته‌هاي من مورد استفاده قرار مي‌گيرد، عنوان‌هايي چون شوخي‌ با كلمات، بازي با كلمات يا طنز كلمات به آن اطلاق مي‌شود.
اما از نظر جايگاه كاريكلماتور بايد گفت كه در ادبيات ايران اين گونه ادبي به‌سرعت در حال رشد و باز كردن جاي خود است و در يكي دو سال اخير رشد چشمگيري داشته و مورد توجه قشر عظيمي از جامعه قرار گرفته است. مخاطبان كارهاي من كه بيشتر از طريق فضاي مجازي با آن‌ها در ارتباطم، بين 15 تا 70ساله‌ها هستند. من فكر مي‌كنم كاريكلماتور در ميان جوانان و به‌ويژه قشر تحصيل‌كرده، روشنفكر و دانشجويان ما، جاي خود را تا حد زيادي باز كرده است و علاقه‌مندان زيادي دارد و اميد زيادي دارم كه اين روند همچنان ادامه داشته باشد.

آيا در سطح دنيا نيز اين‌گونه ادبي موردتوجه است؟
با اين معنا و مفهومي كه مورد تلقي ماست در دنيا رايج نيست. براي نمونه مي‌توان به جملات افرادي چون برناردشاو يا چرچيل يا بسياري از بزرگان اروپا و آمريكا اشاره داشت كه هرچند با جملات قصار و كاريكلماتورهاي ما متفاوت است اما طنز و معنا و مفهوم و جايگاه خاص آن در ميان مخاطبانش شباهت زيادي به آثار ما دارد.
با توجه به تاثير كسي چون ژيلبرت سيبرون بر شادروان پرويز شاپور، پدركاريكلماتور ايران، مي‌توان اين‌گونه ادبي را در كشور ما متاثر از غرب دانست؟
اين‌گونه، نه‌تنها متاثر از غرب نيست كه حتي درست نيست مرحوم شاپور را مبتكر و مخترع اين جملات بدانيم؛ چراكه ما در فرهنگ و ادب گذشتگان خود چنين چيزي داشته‌ايم. مانند ضرب‌المثل «موش توي سوراخ نمي‌رفت، جارو به دمش مي‌بست» يا نوشته‌هاي عبيدزاكاني كه در ميان آثار خود، جملاتي از اين دست، بسيار داشته است.
در نگاه شما، ملاك تشخيص ضعف و قوت يا عمق يك كاريكلماتور چيست؟
اين بستگي به نوع سليقه مخاطب دارد. ممكن است او جمله‌اي را دوست داشته باشد كه حالت عشقولانه‌اي!!! مانند اين جمله: «نيامدي، نگاهم دست خالي برگشت» دارد كه پيامي به مخاطب نمي‌دهد ولي اين نوع مخاطب، عاشق اين نوع جملات است و ممكن است ديگر جملات را ضعيف بداند، بنابراين نمي‌توان كاريكلماتور را با معيار ضعف و قوت تفكيك كرد؛ بلكه فقط مي‌شود دسته‌بندي‌اي با ملاك اندازه دوست‌داشته‌شدن آن در ميان مخاطبان داشت. البته از نظر چينش واژگان و به‌وجود آمدن جمله و ضعف‌ها و قوت‌هاي آن نيز مي‌توان وارد بحث شد و درباره آن داوري كرد.
بالاخره براي ارزيابي كيفي يك كاريكلماتور، بايد ملاكي وجود داشته باشد؟
ببينيد؛ مهم سوژه‌ها هستند كه در كاريكلماتور به آن «كشفيات» مي‌گويند. ممكن است يك كاريكلماتوريست شهربازي را به عنوان سوژه خود انتخاب كند، مثلا من مي‌نويسم: «ماشين لباس‌شويي، شهربازي البسه است» يا «براي تاب دادن سبيلش به شهربازي رفت» يا آقاي گل‌كار در اصفهان و آقاي فرج‌اللهي در تهران ممكن است هر كدام درباره شهربازي جمله‌اي بنويسند. در اين ميان من به زيبانويسي اعتقاد دارم به اين معنا كه كار كسي را بهتر مي‌دانم كه جمله قشنگ‌تري بنويسد. مهم نيست سوژه مال چه كسي باشد؛ حتي برخي كاريكلماتوريست‌ها جملات شاپور را برگردانده و با بازي و جابه‌جايي كلمات، جمله ديگري ساخته‌اند.
آيا اين حكم، با پيام‌محور بودن كه از آن ياد كرديد، در تناقض نيست؟
به هيچ‌وجه. پيام‌محوري در دل اين زيبانويسي وجود دارد؛ بايد زيبا بنويسيم ولي به شكلي كه جمله پيام داشته باشد و زيبا بنويسيم ولي با تبسم، مخاطب را وادار به انديشيدن كنيم.
در پايان، وضعيت كاريكلماتور را در مشهد چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
خيلي از جوانان علاقه‌مند با من تماس مي‌گيرند و كار تعدادي از دوستان را هم در برخي نشريات گوناگون مي‌بينم. اين كارها نقاط ضعف و قوت خود را دارد، چنانكه بعضي خيلي زيباست و بعضي ديگر خيلي پيش‌پا افتاده. متاسفانه آن‌طور كه من مي‌بينم، در مشهد كار كاريكلماتوريست‌ها، شوخي با هنجارها و بسياري از آن‌ها، بدون پيام است. چنانكه گفتم شايد برخي مخاطبان اين را بپسندند، اما من با توجه به روش و سبك كارم، نمي‌پسندم.
 
 
روزنامه شهر آرا به تاریخ ۲۰/۴/۸۹ صفحه ۱۲

http://www.shahraranews.com/1389,4,20.html

برای دیدن متن اصلی روزنامه روی لینک بالا کلید کرده و سپس در بخش فرهنگ جامعه روی نیستان هنر کلید کنید.

 


 

1389/04/19 12:55
   رسالت ادبيات طنز، اصلاح غيرمستقيم جامعه است
  ادبيات طنز با انگيزه اصلاح جامعه، به طور غيرمستقيم به بيان معايب و كاستي‌هاي افراد مي‌پردازد.
خبر گزاری باشگاه خبرنگاران

 

 

 

 

 

 اخبار گروه فرهنگي و هنري ـ ادب و هنر

 http://art.yjc.ir/NewsDesc.aspx?newsid=329721


سهراب گل هاشم، كاريكلماتور در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با بيان اين مطلب خاطرنشان كرد: طنز بيانگر معايب و زشتي‌هاست اما اين بيان نبايد به درجه‌اي از آزار يا مجروح ساختن احساسات شخصي تبديل گردد، يعني طرز بيان به اندازه‌اي لطيف وبا ظرافت آورده شود كه حتي شخصي مورد نظر نيز خود را از آن ويژگي به دور بداند وهمراه با ديگران به اصلاح ناهنجاري‌ها بپردازد.
وي ادامه داد: طنز گونه‌اي از هجو است با اين تفاوت كه در هجو به طور معمول زبان گفتاري يا نوشتاري و تلخ و به صورت مستقيم بوده، اما در طنز و كاريكلماتور روش بيان غيرمستقيم است. در رابطه با تفاوت مفهوم لفظ طنز و كمدي اظهار داشت: مفهوم لفظ طنز و كمدي بسيار متفاوت بوده و تنها وجه اشتراك آنها خنداندن مخاطبان است. اما در طنز هدف و فلسفه‌اي نهفته است و نويسنده در نوشته‌هاي طنز آميز شخص خاصي يا گروهي وملتي را مورد هدف قرار مي‌دهد.
وي اظهار داشت: طنز گويي و طنز نويسي درگونه‌هاي مختلف ادبي صنعت ادبي نو خواسته‌اي در عصر حاضر نيست بلكه ريشه‌هاي عميقي در دوره‌هاي پيشين ادبيات دارد./



شنبه 19 تیر1389 :: 14:40 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
 

سهراب گل هاشم، روي جلد كتاب

 

خبرنگار : پروانه توکلی
 تير 1389 ساعت 10:26  http://www.ibna.ir/vdcaoen0.49nya15kk4.html

«گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست، نام كتاب كاريكلماتورهاي سهراب گل‌هاشم است كه به تازگي روانه بازار كتاب شده. اين كتاب با مقدمه سيدمحمدرضا عالي‌پيام و طرح‌هاي مجيد مهجور به چاپ رسيده. گل‌هاشم در اين كتاب با نگاهي اجتماعي به نوشتن پرداخته؛ در حالي كه به نظر مي‌رسد انسان، وجه اصلي شكل‌گيري كاريكلماتورهاي اوست./
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، جلد نخست كاريكلماتورهاي گل هاشم با نام «گاه‌گاهی زندگی شوخی نیست» سال 86 از سوي انتشارات افراز منتشر شد. 

طراح كتاب «گاهگاهي زندگي شوخي نيست2»، مجيد مهجور است. 
طرح‌هاي او در اين كتاب در تلاشند تا مكمل موضوعات ذهني نويسنده در پرداختن به آن دسته از مسايلي باشند، كه از نگاه نويسنده قابليت‌هاي طنزپردازي را در سادگي و كنكاش در خلق ايهام يافته‌اند.

گل‌هاشم در مقدمه اين كتاب نوشته:
«كاريكلماتور عضوي از خانواد طنز به شمار مي‌رود. اما در اصل يك گونه ادبي است. استفاده از عنصر زيباسازي كلمات و همچنين سوژه‌هاي روز باعث توجه بيشتر طنزپردازان به كاريكلماتور شده و در چند سال اخير به سرعت، جاي خود را در ادبيات باز و با رشد چشمگير خود پيروان زيادي پيدا كرده است.»

و در بخش ديگري از مقدمه  اين‌گونه آورده: 
«كاريكلماتور مخاطبي آگاه و انديشمند دارد...
كاريكلماتور با هنجارهاي جامعه شوخي مي‌كند، مي‌خنداند و با طعنه به ناهنجاري‌هاي زمانه شليك مي‌كند.»

سيدمحمدرضا عالي‌پيام در بخشي از مقدمه خود بر اين كتاب نوشته: «سهراب طنز را به خوبي مي‌شناسد و با استفاده درست و بجا از آن، به آثارش رنگ و بوي ديگري داده است. طنز سهراب زير پوستي است و با استفاده زيركانه و به موقع از اين حربه، به خوبي توانسته زير لايه‌هاي رويي بيانش، لايه‌هاي عميقي ايجاد كند كه خواننده را علاوه بر تبسم به تفكر وادارد...» 

«شايد كرسي همان بخاري با حجاب باشد»، «زمستان سر خيلي‌ها را كلاه گذاشت»، «آسمان زيباست، ولي نبايد بيش از اندازه سر به هوا بود»، «كوتاه‌ترين راه براي رسيدن به شادي لبخند است» و «روياي شيرين كلمات كاريكلماتور است»، از جمله كاريكلماتورهاي گل‌هاشم در اين كتاب اند.

«گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست»(‌چند قدم به حرف حساب)،‌ نوشته سهراب گل‌هاشم، به شمارگان 2200 نسخه، بهار امسال(89) از سوي نشر افراز منتشر شد. اين كتاب 146 صفحه‌اي با قيمت 3800 تومان ارايه مي‌شود.
 
نخستين مقاله‌هاي گل‌هاشم در سال  1355 در یکی از روزنامه‌‌هاي مشهد منتشر شده است. وي تاکنون مطالبش را با اسامي مستعاري چون هوای تازه، حبابی روی آب، پارازیت و سهراب، در نشريات مختلف به چاپ رسانده است.
کد مطلب : 74389


شنبه 12 تیر1389 :: 15:5 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ خروس فقیر با گالینابلانکا ازدواج کرد.

۲ـ قرص ماه مسکن عشاق است.

۳ـ بعضی از آدمها کودکانی هستند که فقط جسمشان رشد می کند.

۴ـ من با رویا زندگی میکنم و رویا با دیگری .

۵ـ گاهی پرنده خیالم ،پروازهای برون مرزی دارد.

۶ـ بعضی ها قانون را خم می کنند و بعضی ها می شکنند.

۷ـ آسمان زیباست ، اما نباید بیش از حد سر به هوا بود.

۸ـ برای فرار از ترافیک زندگی وارد کوچه علی چپ شد.

۹ـ بعضی ها به خدا پناه می برند و بعضی ها پشت نامش پنهان می شوند.

۱۰ـ وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت.

۱۱ـ اکثرا اینترنت به فیلترنت تبدیل می شود.

۱۲ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است.

۱۳ـ زنبور عسل نیش تلخی دارد.

۱۴ـ گاهی اوقات افکارم لابلای نوشته ها گم می شود.

۱۵ـ گاهی اوقات افکارم با سکوت زندانی می شود.

۱۶ـ بعضی ها راه راست را به سوی خود کج می کنند.

۱۷ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است.

۱۸ـ وقتی از دودلی خسته شد ، یکی از آنها را اهدا کرد.

۱۹ـ وقتی نیامدی ، نگاهم دست خالی برگشت.

۲۰ـ چون "دیوانه وار" دوستم داشت از او وحشت کرده و گریختم.

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۴۷ خرداد ۸۹



چهارشنبه 19 خرداد1389 :: 19:9 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز

جلد دوم کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست

با مقدمه استاد محمد رضا عالی پیام (هالو )

دوستان مشهدی برای تهیه کتاب می توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند

 کتابفروشی امام واقع در اول کوی دکترا (ابن سینا)

دوستان شهرستانی برای تهیه کتاب می توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند

http://baqaali-halloo.blogfa.com/ بقالی آقای هالو

شاد و پاینده باشید



جمعه 7 خرداد1389 :: 23:25 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
 قلم پاچه خوار همیشه نوکش چرب است !

سه شنبه 14 اردیبهشت1389 :: 17:12 :: نويسنده : سهراب گل هاشم

نمایشگاه کتاب تهران ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت ماه ۸۹

راهرو ۶ غرفه شماره ۱۰ نشر افراز

کتاب چند قدم به حرف حساب

مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز

جلد دوم کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست

با مقدمه استاد محمد رضا عالی پیام (هالو )

gahgaahi.jpg



یکشنبه 22 فروردین1389 :: 13:23 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ خروس فقیر با گالینا بلانکا ازدواج کرد.

۲ـ قرص ماه مسکن عشاق است.

۳ـ بعضی از آدمها کودکانی هستند که فقط جسمشان رشد می کند.

۴ـ من با رویا زندگی می کنم و رویا با دیگری.

۵ـ گاهی پرنده خیالم ، پروازهای برون مرزی دارد.

۶ـ بعضی ها قانون را خم میکنند و بعضی ها میشکنند.

۷ـ آسمان زیباست ، اما نباید بیش از حد سر به هوا بود. 

۸ـ برای فرار از ترافیک زندگی وارد کوچه علی چپ شد.

۹ـ بعضی ها به خدا پناه می برند و بعضی ها پشت نامش پنهان می شوند.

۱۰ـ خر و پف یعنی پر حرفی کردن در خواب.

۱۱ـ وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت.

۱۲ـ اکثرا اینترنت به فیلترنت تبدیل می شود.

۱۳ـ سازمان القاعده به سازمان ال یائسه تغیر نام داد.

۱۴ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است.

۱۵ـ زنبور عسل ، نیش تلخی دارد.

۱۶ـ گاهی اوقات افکارم لابلای نوشته ها گم می شود.

۱۷ـ گاهی اوقات افکارم با سکوت زندانی می شود.

۱۸ـ بعضی ها راه راست را به سوی خود کج میکنند

۱۹ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است.

۲۰ـ وقتی از دو دلی خسته شد ، یکی از آنها را اهدا کرد.

۲۱ـ با آنکه چینی بلد نبود ولی دست از سخن چینی بر نداشت.

۲۲ـ وقتی نیامدی ، نگاهم دست خالی برگشت.

۲۳ـ چون " دیوانه وار " دوستم داشت از او وحشت کرده و گریختم.

ماهنامه فرهنگی اجتماعی مکتوب شمار۳۰ اسفند ۸۸



یکشنبه 15 فروردین1389 :: 13:24 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها خنده رو لبشونه ولی دلشون هیروشیماست.

۲ـ چون آسمان شهر آلوده بود ، روحش پس از مرگ به آسمان نرفت.

۳ـ فریاد را همه می شنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

۴ـ گاهی به اسم دموکراسی ، آزادی را تنبیه می کنند.

۵ـ گاهی قلم در حال نوشتن وقایع بر روی کاغذ می گرید.

۶ـ بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند.

۷ـ با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.

۸ـ گاهی کلمات از ترس سانسور پشت چند نقطه پنهان می شوند.

۹ـ وقتی یکی به نعل می زنید و یکی به میخ ، مواظب شستتان باشید.

۱۰ـ گاهی چشمانم در خیابان نگاهش راهپیمایی می کند.

۱۱ـ کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.

۱۲ـ برای رسیدن به داد مجبور شد بیداد کند.

۱۳ـ گاهی کلمات خوشگذران از میان نوشته هایم فرار می کنند.

نشریه خبری آموزشی و تحلیلی صنعت وکارآفرینی شماره ۴۵ اسفند ۸۸



دوشنبه 2 فروردین1389 :: 13:31 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
۱ـ لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است.

۲ـ بعضی ها در خیابان محاکمه می شوند و بعضی ها در دادگاه.

۳ـ آدم ربا خوار ، فقط دندان طمعش را مسواک می کند.

۴ـ تمام نگاه ها با یک زبان با هم حرف می زنند.

۵ـ گاهی اوقات به نحو ناهنجاری به هنجارها می رسیم.

۶ـ شاید جاذبه مرد قدرت اوست و قدرت زن جاذبه او .

۷ـ زبان سبز سر سبز می دهد بر باد.

۸ـ از نظر میوه ها تمام انسان ها چاقو کش هستند .

۹ـ فریادم را بر روی دیوار سکوت کشیدم.

۱۰ـ نگاه سردش ، تنم را لرزاند.

۱۱ـ شاید فرزند کمتر ، همسر بیشتر!

۱۲ـ نقاش به جرم کشیدن چاقو بازداشت شد.

۱۳ـ گوش های سنگین ،فریاد ها را نجوا می شنود.

۱۴ـ برای آنکه از آزادی سوءاستفاده نشود ، درب آنرا مهر و موم کردند.

۱۵ـ نیمی از زندگی ام را به عزرائیل رشوه دادم تا نیمه جان زندگی کنم.

۱۶ـ بعضی ها با قلب های گنجشکی شان ، فریادهایی چون شیر سر می دهند.

۱۷ـ بعضی ها برای پناه بردن به درگاه خدا ، نیاز به ویزا دارند.

۱۸ـ فریادهایم را در سکوت بایگانی کردم.

۱۹ـ در مجلس ترحیم شادی ، غم لبخند می زند.

۲۰ـ بعضی از گروه های وابسته "پوتین" دارند ، ما که دمپائی ابری هم نداریم.

۲۱ـ در ورزش معمولا از ارزش خبری نیست.

۲۲ـ بعضی ها با چشمان باز می بینند و بعضی ها بی چشم رو هستند.

۲۳ـ بعضی ها چشمان زیبا دارند و بعضی ها نگاه زیبا.

۲۴ـ بزرگترین دارایی افراد فقیر ، امید است.

۲۵ـ اغلب دندانپزشکان دهان بین هستند.

۲۶ـ بیشتر از فضانوردان ، معتادان هستند که از فضا رفتن لذت می برند.

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد اسفند۸۸ و فروردین ۸۹شماره ۴۱

 



درباره وبلاگ

متولد آخرین روز از نیمه اول اردیبهشت ماه سال 1336 هستم
روزگارم بد نیست ، آسمان زندگی‌ام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست.
عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست.
در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
کاریکلماتور ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است
برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه‌ هاي چاپ مشهد منتشر شد
و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید.
این وبلاگ، مجموعه‌ ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پس‌کوچه‌هاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم.