| کاریکلماتور | |
|
۲- قلم خسيس هيچ گاه زيبا نمي نويسد . ۳- براي شكستن سرم نانم را آجر كرد . ۴- آدمهاي فقير نه مشت دارند و نه پشت . ۵- براي باز شدن اشتهايش كليد ساز آورد . ۶- به افكار بيدارم ،قرص خواب دادند. ۷- با آنكه شغلش حسابدار بود، ولي نتوانست ، آن دنيا حساب پس بدهد . ۸- بعضي ها تا يك قدمي كار مي روند اما «سركار»نمي روند . ۹- بعضي از رقابتها، رفاقت را از بين مي برد . ۱۰ـ در فوتبال هيچ كس كاري از دستش بر نميآيد، بجز دروازه بان. ۱۱ـ در برخورد با آدمهاي بي حال ،حالم گرفته مي شود . ۱۲ـ دل خيلي ها به اندازه حرفهايشان بزرگ نيست. ۱۳ـ زيادي رفته بود تو فكر ، با طناب بیرونش آوردند. ۱۴ـ ميخ مدعي شد كه از من توسري خورتر وجود ندارد . ۱۵- شوك هنگام تولدم، تا دوسال مانع سخن گفتنم شد. ۱۶- قبل از عقد دنبال جراح متخصصي بود كه سرنوشتشان را پيوند زند . ۱۷- بعضي ها را از سر راه بر مي دارند و بعضي ها را سر راه مي گذارند. ۱۸- افكارم را با سكوت زنداني نمودم . ۱۹- گاهي خودم را در لحظه اي از زمان جا مي گذارم . ۲۰- بعضي از آدمهاي پر حرف ،حروف نشخوار مي كنند . ۲۱- چون از كلمات كاري ساخته نبود، كاريكلماتور متولد شد. روزنامه قدس ۷/۹/۸۷ |
متولد پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1336 هستم