کاریکلماتور و سهراب گل هاشم

کاریکلماتور

آتشفشان درون گاهي با فرياد و گاهي با اشك فوران مي زند .

بعضي ها صدايشان ضعيف است و بعضي ها گوش هايشان كثيف .

بعضي از محرم ها با يك نقطه مجرم مي شوند .

براي آنكه از خاطرات دوران مجردي لذت ببرد .

ازدواج كرد .بعضي ها وضعشان توپ است اما توپ تخم مرغي.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران     30مردادماه 92



کاریکلماتور

بچه های فقیر، فقط در زنگ انشاء به کنار دریا می روند.

هر داغی، سردمی شود اما هیچ پخته ای خام نخواهد شد.

بعضی از کشور ها وسایل ارتباط جمعی دارند و بعضی وسایل اغفال جمعی.

با پای لنگ و دلی غمگین هیچ وقت به شادی نمی رسیم.

در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران      29 مردادماه 92



کاریکلماتور

فریاد کشیدنی است ، اما کمتر وزن می شود .

بعضی ها به عرض زندگی فکر می کنند و بعضی ها به طول آن .

سر شناس تر از آرایشگرها کسی را نمی شناسم .

همیشه درست می گویم اما نمی دانم چرا حق با دیگران است .

باتری خورشید ، شبها زیر شارژر ماه است.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران          27مردادماه 92



کاریکلماتور

کاش فردا همان دیروز آمده بود .

هر موقع او را می بینم کمی مکث می کنم ، مثل ویرگول .

نمایشگاه به محلی گفته می شود که مردم را به کالاها نشان می دهند .

آقازاده ، یعنی استثناء در خلقت .

پرکارترین عضو بدنش ، فکش بود.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران       26 مردادماه 92



جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ :: 1:48 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

بجز آدم پای دار ، همه بیدارند .

گاهی نگاهم در خیابان چشمانش راهپیمایی می کند .

بیهوده متاز مقصد همه ,خاک است .

بعضی ها اهل دلند و بعضی ها تندیسی از خاک و گل .

هر آدم خوب گذشته ای دارد و هر آدم گناهکار آینده ای .

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران     جمعه 25 مردادماه 92



پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ :: 10:53 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

هشت به هفت گفت ، من روي پاهاي خودم ايستاده ام اما تو خيلي سر به هوايي.

زندگي زيباست اما عادلانه نيست .

نان حلال در هيچ سفره اي بيات نمي شود

زيبايي اش را به لوازم آرايشش تبريك گفتم .

گاهي حتي تاجر نمك هم نمك نشناس مي شود .

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران     24مردادماه 92



چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ :: 13:1 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

فرداي كشورهاي عقب افتاده ، ديروز كشورهاي متمدن است .

هنگام وزيدن باد هاي شديد ، چراغ هاي خاموش هستند كه هراسي ندارند .

گفتني ها را بايد گفت چون بيات مي شود و از دهن مي افتد .

ولخرجي هاي زياد ، دخلم را در آورد .

در دنياي سياستمدارها بعضي ها اسباب بازي هستند و بعضي ها هم بازي.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران       23مرداد 92



کاریکلماتور

بعضی ها محو قدرتند و بعضی ها در پی حذف آن .

قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد .

از تجمع نجواها ، فریاد متولد شد .

به خاطر پایمال کردن حقوق دیگران ، کفش هایش را محاکمه کردند .

مشکلات قابل حل زندگی را طلاق منحل می کند.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران    22 مردادماه92



دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ :: 8:9 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* براي اين که صداي شکسته شدن دلش شنيده نشود با صداي بلند مي خنديد.

* در امواج نگاهش اين کشتي دلم بود که غرق شد.

* در ميليون ها سلول تنم فقط يک زنداني وجود دارد.

* وقتي در روياهايم غرق شدم هيچ نجات غریقی به کمکم نيامد.

* چون در فضاي باز درس مي خواند، به او مي گفتند بي کلاس.

روزنامه خراسان شماره 18474 21مردادماه 92



دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ :: 7:39 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

در جدال اعداد این صفر ها هستند که بی طرفند .

طناب دار و صندلی به یک اندازه مقصرند .

در زندگی بعضی ها هم نفس هستند و بعضی ها هم قفس .

روانشناس ها و وکیلان زبان گرانی دارند .

خود گوی و خود خند ای هنرمند، این است طنز هدفمند.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران جوان     20مردادماه 92



یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ :: 10:27 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

در مواقع بيكاري مشغول قتل عام ايام هستم .

در امواج نگاهش اين كشتي دلم بود كه غرق شد .

چشمانش شور بود اما خودش بي نمك .

هيچكس گرسنه نيست ، همه روزي چند وعده گول مي خورند .

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران      19مردادماه 92



جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ :: 22:30 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

آقازاده ، یعنی استثناء در خلقت .

پرکارترین عضو بدنش ، فکش بود .

زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت .

حرف های خام به مغزم صدمه می زند .

از تنفر متنفرم.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران جوان      18مردادماه 92



سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ :: 11:18 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

براي به هدف رسيدن بايد رسيده شد .

فرداي كشورهاي عقب افتاده ، ديروز كشورهاي متمدن است .

هنگام وزيدن باد هاي شديد ، چراغ هاي خاموش هستند كه هراسي ندارند .

گفتني ها را بايد گفت چون بيات مي شود و از دهن مي افتد .

ولخرجي هاي زياد ، دخلم را در آورد.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران جوان          15 مردادماه 92



دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ :: 9:47 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* بعضي ها «عددي» نيستند، ما آن ها را به «توان» رسانده ايم.

* اين روزها به هرکس "بال و پر" بدهيد "دُم" در مي آورد.

* نبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران جوان      دوشنبه 14 مرداد ماه 92



درباره وبلاگ

 متولد پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1336 هستم
روزگارم بد نیست ، آسمان زندگی‌ام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست.
عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست.
در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
کاریکلماتور ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است
برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه‌ هاي چاپ مشهد منتشر شد
و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات برگزیده طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید و دومین جلد به نام چند قدم  به حرف حساب در بهار 89 در نمایشگاه کتاب تهران رو نمایی شد.
سومین کتابم با نام "قلم کم حرف" در آذر ماه 95 توسط نشر افراز در تهران وارد بازار نشر شد و برای اولین بار در ایران بخشی از کاریکلماتورهای این کتاب به انگلیسی و عربی ترجمه شده است.
این وبلاگ، مجموعه‌ ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پس‌کوچه‌هاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم.