کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ :: 23:53 :: نويسنده : سهراب گل هاشم

کاریکلماتور

* سلام بي جواب يعني خداحافظ.

* با يک ريال، دو ريال نمي توان سريال ساخت.

* در ضيافت خيال، اولين ميهمان «رويا» بود.

* بهترين ساعت دنيا، ساعتي بود که ديدمت.

* اي کاش تير نگاه يار مشقي بود.

روزنامه خراسان شماره 18508 یکشنبه 31 شهریورماه 92



پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۲ :: 0:36 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

آدم چهار شانه، مو‌هایش همیشه مرتب و شانه کرده است.
برای اینکه دلبسته شود، به دلش قفل زد.
اگر پرنده نیستی، نباید به پرتگاه نزدیک شوی.

بعضی‌ها دلشان گرم است و بعضی‌ها پشتشان.

کسانی که آرزوهای دراز ندارند، واقعی زندگی می‌کنند.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران     13شهریورماه 92



سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۲ :: 23:32 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

ابرهای پاره پاره نشان دهنده آن است که در آسمان هم فقر وجود دارد.

سرش که سوت کشید قطار ایستاد.

آسمان زیباست اما نباید بیش از حد سر به هوا بود .

به قدری شکمو بود که حرف هایش را هم می خورد .

در دنیا یک چیز است که فقط به خاطر تو می تپد و آن قلب خودت است.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران      12 شهریورماه 92



کاریکلماتور

زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت .

حرف های خام به مغزم صدمه می زند .

از تنفر متنفرم .

تنها پشت گرمی اش آفتاب داغ بود .

برای اینکه اشتهایش باز شود کلیدساز آورد.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران     10 شهریورماه 92



کاریکلماتور

زیر خط فقر خیلی شلوغ شده است.

گناهکار کسی است که تظاهر به تقوا نمی کند.

زیبایی اش را به لوازم آرایشی اش تبریک گفتم.

کاش فردا همان دیروز آمده بود.

هر موقع او را می بینم کمی مکث می کنم، مثل ویرگول.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران       9شهریور92



کاریکلماتور

*چشمانش را با اشک هايش شست.

*تصميم داشت غصه را تهديد کند و لبخند را تمديد.

*اي کاش تير نگاه يار مشقي بود.

*از گرمي صدايش، گوشي تلفن داغ شد.

* نبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران      8شهریور92




کاریکلماتور

*با پای لنگ و دلی غمگین هیچ وقت به شادی نمی رسیم .

*در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم .

*هیچ کس گرسنه نیست همه روزی چند وعده گول می خورند .


*برای رسیدن به هدف باید رسیده شد.

*در امواج نگاهش اين كشتي دلم بود كه غرق شد.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران     7 شهریور 92



پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۲ :: 10:49 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

* 8 به 7 گفت، من روي پاهاي خودم ايستاده ام اما تو خيلي سر به هوايي.

* از گرمي صدايش، گوشي تلفن داغ شد.

* بهترين و راحت ترين جا براي زندگي، زندگي در روياست.

* گفتني ها را بايد گفت چون بيات مي شود و از دهن مي افتد.

* روان شناس ها و وکيلان زبان گراني دارند.

روزنامه خراسان شماره 18489 پنج شنبه 7 شهریور 92



چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۲ :: 9:40 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

*از گرمي صدايش، گوشي تلفن داغ شد.

*فردا اولين روز از بقيه عمر ماست.

*براي روشن کردن منظورش همه چيز را به آتش کشيد.

*رشته سخن را به دست گرفت و کلاهي نو براي مردم بافت.

* فقط آدم پرحرف سکوت ذخيره مي کند.

* امروز همان راه حل هاي ديروز است.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران    5 شهریور ماه 92



دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ :: 22:3 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

وقتی از چشمم افتاد دست و پایش زخمی شد .

خنده ، اسلحه ای بزرگ در جنگ زندگی است .

بهترین و راحت ترین جا برای زندگی ، زندگی در رویاست .

صدای عشق را پشت نگاهش غافلگیر کردم .

کویر ذهنش ،تشنه یک بارش نرم بود.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران       4شهریور ماه 92



جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ :: 23:13 :: نويسنده : سهراب گل هاشم
کاریکلماتور

اميد بخشيدن بي هدف به مردم مثل آب دادن به گل هاي كاغذي است.

همه دوست دارند به پیروزی برسند ، حتی استقلال .

بی صدا ترین تار را عنکبوت می نوازد .

بهترین راه برای حفظ آثار باستانی ،همچنان در زیر خاک ماندن آنها است .

شهرداری فقط راه پولدار شدنش را آسفالت می کند.

مجله شبانه با شگاه خبرنگاران    یک شهریور ماه 92



درباره وبلاگ

 متولد پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1336 هستم
روزگارم بد نیست ، آسمان زندگی‌ام هم صاف و آبی و هم طوفانی و بارانیست.
عاشق طنزم و بزرگ‌ترین آرزویم ، فقرزدايی از شادیست.
در حوزه طنز،بیشتر به کاریکلماتور مهرمی ورزم که گاهی طنزکلمات ، بازی با کلمات و شوخی باکلمات هم نامیده میشود.
کاریکلماتور ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است
برای اولین بار در تابستان 1355 نوشته های من در یکی از روزنامه‌ هاي چاپ مشهد منتشر شد
و از آن تاریخ تاکنون باخیلی از نشریات کشور با امضای : هوای تازه ، حبابی روی آب ، پارازیت و سهراب همکاری دارم ، اولین جلدکتابم تحت عنوان گاه گاهی زندگی شوخی نیست ،مجموعه کاریکلماتور و جملات برگزیده طنز بود که در بهار 86 در تهران به چاپ رسید و دومین جلد به نام چند قدم  به حرف حساب در بهار 89 در نمایشگاه کتاب تهران رو نمایی شد.
سومین کتابم با نام "قلم کم حرف" در آذر ماه 95 توسط نشر افراز در تهران وارد بازار نشر شد و برای اولین بار در ایران بخشی از کاریکلماتورهای این کتاب به انگلیسی و عربی ترجمه شده است.
این وبلاگ، مجموعه‌ ایست از کاریکلماتورها وحرف های بی حساب کوچه پس‌کوچه‌هاي دلم، شاید بتوانم صورتت را بخندانم و مهمان لبخندتو باشم.